دوره و شماره: دوره 46، شماره 4، زمستان 1402 
مقاله پژوهشی

بررسی اثر کاربرد کود نانو کربن دات آهن بر پارامترهای رشد رویشی گیاه سورگوم در یک خاک آهکی

صفحه 343-370

https://doi.org/10.22055/agen.2023.43922.1670

یاسمن زیلاب پور، مجتبی بارانی مطلق، محمد رفیعی نیا، الهام بیدرام، مجتبی یحیی آبادی

چکیده هدف از این پژوهش بررسی اثر کاربرد کود نانو کربن دات آهن بر ویژگی‌های رشد رویشی گیاه سورگوم در یک خاک آهکی بود. سنتز نانو کربن دات بدون پوشش به روش هیدروترمال و پوشش‌دهی با پلی لاکیک اسید به روش هم رسوبی انجام شد. نتایج آنالیز دستگاه‌های UV-VIS و FTIR بارگذاری آهن روی سطح کربن دات‌ها را تایید کردند.آزمایش گلخانه‌ای به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در 3 تکرار انجام شد. فاکتور اول برگ‌پاشی آهن در سه سطح (آب مقطر، سولفات آهن و کربن دات آهن بدون پوشش با غلظت 3 در هزار) و فاکتور دوم کاربرد خاکی کربن دات آهن (با پوشش و بدون پوشش) در 5 سطح که شامل شاهد، کربن دات آهن بدون پوشش و پوشش‌دار هر کدام در دو سطح (mg kg -1 5 و10) بود. طبق نتایج بیشترین تعداد برگ (60/6)، ارتفاع ساقه (cm52/35)، وزن تر ساقه (g plant-1 73/24)، وزن تر برگ (g plant-139/24)، وزن خشک برگ (g plant-137/5) و وزن خشک ساقه (g plant-173/4)، غلظت آهن در ساقه (mg kg-1211) و برگ (mg kg-1 186) مربوط به اثر متقابل تیمار خاکی کربن دات آهن بدون پوشش با سطح mg kg -1 10 با محلول‌پاشی کربن دات (غلظتg lit-13) و بیشترین غلظت آهن خاک (mg kg-1 92/5) مربوط به تیمار خاکی کربن دات آهن پوشش‌دارmg kg -1 10 محلول‌پاشی شده با کربن دات (غلظت 3 در هزار) بود. بنابراین هر دو نوع کود جهت کشت سورگوم و تامین نیاز کودی آن مناسبند.

مقاله پژوهشی مکانیزاسیون کشاورزی

بهینه‌سازی اقتصادی تولید چغندرقند با روش تحلیل پوششی داده‌ها و پیش‌بینی شاخص سود-هزینه با سیستم استنتاج تطبیقی فازی-عصبی

صفحه 371-389

https://doi.org/10.22055/agen.2024.45529.1701

مجید نامداری، شاهین رفیعی، سلیمان حسین پور

چکیده با توجه به نقش اساسی بخش کشاورزی در اقتصاد ایران، بررسی و شناسایی راهکارهای تولید بهینه با نگاه اقتصادی و با بهره گیری از روش‌های مدل‌سازی هوشمند از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف این مطالعه مح اسبه شاخص‌های اقتصادی در تولید محصول چغندرقند در استان همدان، به‌کارگیری روش تحلیل پوششی داده‌ها در شناسایی واحدهای کارا، و استفاده از روش انفیس در پیش‌بینی شاخص سود به هزینه از روی مقدار مصرف نهاده‌های تولید می‌باشد. داده‌های این مطالعه از بررسی 88 مزرعه به دست آمد. نتایج نشان داد نیروی انسانی، اجاره زمین و آب مصرفی بیشترین هزینه‌ها را به خود اختصاص داده‌اند. سهم هزینه متغیر 84 درصد و سهم هزینه ثابت 16 درصد از کل هزینه‌ها می‌باشد. براساس نتایج DEA، از تعداد 88 کشاورز مورد مطالعه، تعداد 19 کشاورز با مدل CCR و 55 کشاورز با مدل BCC کارا شناخته شدند. میانگین کارایی فنی، کارایی فنی خالص و کارایی مقیاس به ترتیب 73/0، 94/0 و 77/0 به‌دست آمد. با معیار قرار دادن واحدهای کارا و الگوبرداری از آن‌ها، می‌توان با ثابت نگه داشتن عملکرد محصول، به میزان 64/51 درصد کاهش هزینه داشت. نتایج مدل‌سازی نشان داد انفیس سه سطحی قادر است شاخص اقتصادی را با ضریب تبیین 96/0 از روی نهاده‌های مصرفی پیش‌بینی کند. بنابراین انفیس را می‌توان به عنوان ابزاری مفید برای کمک به پیش‌بینی شاخص‌های اقتصادی سیستم‌های تولید کشاورزی پیشنهاد کرد.

مقاله پژوهشی روابط آب و خاک و گیاه

اثر زغال زیستی بر محتوای نسبی آب، نشت یونی، کلروفیل ، فسفر و فراهمی کادمیوم خاک ریزوسفری در دو رقم انگور در مواجهه با تنش کادمیوم

صفحه 391-410

https://doi.org/10.22055/agen.2024.45364.1691

هدا کریمی، شهریار مهدوی، نسرین حسن زاده، روح الله کریمی

چکیده آلودگی خاک به ویژه آلودگی توسط فلزات سنگین در بسیاری از جوامع شهری مورد توجه قرارگرفته است.امروزه کاربرد بیوچار به عنوان یک روش سالم جهت کنترل آلودگی فلزات سنگین در خاک پیشنهاد شده است. در این آزمایش به بررسی اثر بیوچار دردو رقم انگور(بیدانه سفید و پرلت) در مواجهه با تنش 100 میلی گرم بر کیلوگرم کادمیوم انجام گرفته است.پس از اعمال تنش کادمیوم و کاربرد بیوچار(3 درصد وزنی) در گلدان های مورد آزمایش ، نمونه های خاک های منطقه ریزوسفری و نمونه های برگ پس از 2 ماه از اعمال تنش و بیوچار جمع آوری گردید وغلظت کادمیوم به شکل جزءبندی 5 مرحله ای در آزمایشگاه تحقیقاتی دانشگاه ملایر انجام گرفت و در نهایت به وسیله دستگاه جذب اتمی آنالیزگردید و شاخص های فیزیولوژیکی اندازه گیری شد.نتایج نشان داد که کاربرد بیوچار در هر دو رقم انگور باعث افزایش محتوای نسبی آب، کلروفیل و فسفر گردید و میزان نشت یونی را نیز تا حدودی کاهش داد. در فرم های شیمیایی خاک نیز کاربرد بیوچار باعث کاهش فرم های تبادلی و کربناته و افزایش فرم های آلی، اکسیدی و باقیمانده گردید.بیوچار، بخش‌های کادمیوم به راحتی قابل تعویض را به آنهایی که کمتر در دسترس هستند تغییر داد.طبق یافته‌های این پژوهش، در شرایط تنش کادمیوم استفاده از بیوچار در خاک می‌تواند نقش بسیار مهمی در شاخص های گیاهی داشته باشد، بطوریکه مطابق با نتایج این پژوهش، کاربرد بیوچار در خاک می تواند به عنوان یک راهکار مدیریتی برای کنترل کادمیوم در مناطق آلوده به این فلز سنگین در نظر گرفته شود.

مقاله پژوهشی فناوری پس از برداشت

تعیین اندازه کریستال های محلول شکر در دوره پخت با الگوریتم های پردازش تصویر

صفحه 411-427

https://doi.org/10.22055/agen.2024.45414.1696

حسن مسعودی، سیدمحمود اسدی، غلامرضا اکبری زاده

چکیده در فرآیند تولید شکر، کنترل میزان رشد کریستال‌های شکر در مراحل دانه‌سازی، برای داشتن ذرات شکر با اندازه مورد نیاز و یکسان، ضروری است. امروزه از روش‌های مختلفی به ویژه پایش چشمی توسط اپراتور برای تعیین اندازه ذرات استفاده می‌شود، که روشی زمان‌بر و کم دقت است. هدف از این پژوهش ارائه الگوریتم پردازش تصویر مناسب برای تعیین اندازه کریستال‌های شکر در محلول پخت (مسکوئیت) بود که بتواند ویژگی‌های اندازه و شکل ذرات درون دیگ پخت را ارائه دهد. نمونه-های مسکوئیت از کارخانه تولید شکر شرکت کشت و صنعت نیشکر دعبل خزایی تهیه شدند. پس از آماده‌سازی نمونه‌ها در زیر لام و لامل، با یک دوربین دیجیتال متصل به میکروسکوپ با رزولیشن دو مگاپیکسل تصویربرداری شد. در جعبه ابزار پردازش تصویر نرم‌افزار متلب، ابتدا تبدیل تصویر رنگی به خاکستری، حذف نویزها با عملیات فرسایش و گسترش به کمک فیلترهای مکانی از جمله فیلتر میانه و بهبود کنتراست با تابع تعدیل محلی هیستوگرام انجام شد. برای بخش‌بندی تصویر، سه روش تحدّب، خوشه‌بندی فازی و میکو و ترکیب آنها استفاده شد. در نهایت ضریب تغییرات روش‌های دستی و الگوریتم‌های پردازش تصویر محاسبه و با یکدیگر مقایسه شد و درصد خطای محاسبه میانگین روزنه بدست آمد. در تصویر بخش‌بندی شده دستی، میانگین روزنه ذرات شکر برابر 0/422 میلی‌متر و انحراف معیار 0/157 میلی‌متر با ضریب تغییرات برابر 37/18 درصد بدست آمد. در بخش‌بندی تصویر با روش ترکیبی میکو-تحدّب، میانگین روزنه ذرات شکر برابر 0/382 میلی‌متر و انحراف معیارشان 0/150 میلی‌متر با ضریب تغییرات برابر 39/23 درصد بدست آمد. میانگین خطای اندازه‌گیری میانگین روزنه نسبت به روش دستی برابر با 13/24 درصد و ضریب همبستگی مقادیر میانگین روزنه دو روش 0/88 بود. به دلیل نزدیکی مقادیر ضریب تغییرات، روش بخش‌بندی میکو-تحدّب برای تعیین اندازه کریستال‌های شکر در مسکوئیت با پردازش تصویر مناسب‌تر بود.

مقاله پژوهشی فناوری پس از برداشت

بررسی اثر زمان نگهداری نان بربری بر ویژگی بو با استفاده ازسامانه ماشین بویایی

صفحه 429-451

https://doi.org/10.22055/agen.2024.45563.1704

اسماعیل میرزایی قلعه، فردین ایاری سامله، امیر حسین افکاری سیاح

چکیده نان به عنوان مهم‌ترین منبع کالری و پروتیئن در تغذیه کشور نقش و اهمیت خاصی دارا می‌باشد و ارزان بودن آن سبب شده است که در سال‌های اخیر جانشین سایر مواد خوارکی در جیره غذایی گردد. نان مسطح بیشترین آمار مصرف را بـین نان‌هـای دیگـر در ایران را به خود اختصاص داده است. نان بربری دومـین نان پرمصرف پس از نان لـواش در ایران است. بنابراین سلامت و کیفیت نان بربری مصرفی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به همین منظور این مطالعه با هدف بررسی اثر دما بر زمان نگهداری نان‌ بربری براساس ویژگی بو با استفاده از سامانه ماشین بویایی انجام شد. بردار ویژگی‌ها از سیگنال پاسخ حسگرها به ترکیبات فرار و بوی نان بربری، استخراج و به‌ عنوان ورودی مدل تشخیص الگو استفاده شد. برای طبقه‌بندی ویژگی‌های استخراج ‌شده از روش‌ تحلیل تفکیک خطی (LDA) و تحلیل تفکیک درجه دوم (QDA) استفاده شد. نتایج تحلیل مؤلفه‌های اصلی با دو مؤلفه‌ی PC1 و PC2، برای نان بربری در دمای اتاق (داخل سفره و داخل نایلون)، دمای یخچال و دمای فریزر به ترتیب 95، 90، 86 و 85 درصد به دست آمد. نتایج به‌دست آمده از تحلیل QDA برای تشخیص کیفیت نان بربری در دمای °C 4 به مدت 9 روز، در دمای اتاق (داخل نایلون و داخل سفره) به مدت5 روز و در دمای فریزر (°C 18-) به مدت 15 روز نگهداری به ترتیب با دقت طبقه بندی 52/98، 96، 100 و 35/97 درصد به دست آمد. نتایج تحلیل LDAبرای سیگنال‌های حاصل از ماشین بویایی، در طبقه‌بندی مدت نگهداری نان بربری در دمای یخچال، دمای اتاق (داخل سفره و داخل نایلون) و دمای فریزر به ترتیب با دقت طبقه بندی 26/79، 33/85، 67/78 و 22/75 درصد حاصل شد. براساس نتایج نمودارهای خطی لودینگ و نمودار رادار، بوی نان بربری بیش‌ترین و کم‌ترین تأثیر را به ترتیب بر روی حسگر MQ9 و حسگر TGS813 دارد. نمودار رادار نشان داد که حسگر MQ9 در میان حسگرهای دیگر، بیشترین نقش را در طبقه‌بندی داشت.

مقاله پژوهشی انرژی و انرژیهای تجدیدپذیر

بررسی اثر طول لوله و سرعت هوا بر شاخص‏های عملکردی سامانه زمین‏ گرمایی در سرمایش یک گلخانه نمونه

صفحه 453-466

https://doi.org/10.22055/agen.2024.45418.1703

ابوالفضل هدایتی پور، محسن سلیمانی، مصطفی کیانی ده کیانی

چکیده به منظور بررسی تاثیر طول لوله و همچنین سرعت هوای در ‏حال‏ چرخش بر روی ضریب عملکرد، راندمان سرمایش و دمای هوای خروجی در یک گلخانه مجهز به سامانه زمین‌گرمایی در اراک، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‏های کامل‏تصادفی با دو عامل طول لوله در سه سطح (17، 34 و 52 متر) و سرعت هوا در دو سطح (5 و 10 متر ‏بر ثانیه)، در سه تکرار انجام شد. انتقال هوا از طریق لوله پی‏وی‏سی به قطر 20 سانتی‌متر که در عمق سه متری نصب شده بود، انجام می‏شد و نوع چرخش هوا از نوع حلقه‏باز بود. شاخص‏های آزمایش در محدوده ساعات گرم روز و به مدت یک هفته در اواخر تیر اندازه‏گیری شدند. نتایج آزمایش نشان داد بهترین عملکرد سامانه از نظر مقدار کاهش دمای خروجی و شاخص‌های راندمان و ضریب عملکرد، در طول لوله 34 متر و سرعت هوای 10 متر بر ثانیه به دست آمد. دمای خروجی دمنده، راندمان و ضریب عملکرد در این حالت به ترتیب °C 7/25، 69/0 و 2/3 به‏دست آمد. شاخص‏های عملکردی در دو طول لوله 52 متر و 34 متر مشابه بودند. در دو سرعت آزمون شده، اختلاف معنی‏داری بین شاخص‏های اندازه‏گیری شده مشاهده نشد. با این حال با طول لوله17 متر، بیشترین شاخص‏های عملکردی سامانه در سرعت هوای پنج متر‏بر‏ثانیه مشاهده شد. شاخص‏های عملکردی سامانه در این طول در سرعت پنج متر‏بر‏ثانیه به ترتیب°C27، 54/0 و 7/1 و در سرعت 10 متر بر ثانیه به ترتیب °C30، 34/0 و1/2 بود. در صورتی که طول لوله زیاد باشد (بالای 34 متر) پیشنهاد می‏شود جهت افزایش توان سرمایشی تولید‏شده (ضریب عملکرد سامانه) سرعت هوای دمنده بر روی 10 متر‏بر‏ثانیه تنظیم شود. تغییرات روند 24 ساعته نشان داد بیشترین شاخص‏های عملکردی سامانه، در ساعات گرم روز اتفاق می‏افتد و استفاده از این سامانه در ساعات خنک توصیه نمی‏شود.