دوره و شماره: دوره 36، شماره 1، تابستان 1392، صفحه 1-99 
مقاله پژوهشی

تأثیر کاربرد گچ و کود دامی بر بهبود میزان نیتروژن، فسفر و پتاسیم برگ و دانه گندم تحت تنش شوری

صفحه 1-11

آرزو محمدی، محمد علی بهمنیار، مهدی قاجار سپانلو

چکیده شوری از طریق کاهش پتانسیل اسمزی محلول، برهم خوردن تعادل عناصر غذایی و ایجاد سمیت باعث اختلال در رشد گیاه می­شود و عملکرد را کاهش می­دهد. کاربرد مواد اصلاح کننده نظیر گچ و کود دامی می­توانند با کاهش خسارت ناشی از شوری سبب افزایش عناصر مغذی برگ و دانه شوند. بدین منظور آزمایشی در سال زراعی 1388 بصورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار بصورت گلدانی انجام شد. در این آزمایش فاکتور اصلی شامل سطوح مختلف شوری آب آبیاری (0، 3، 6، 9 و 12 دسی­زیمنس بر متر) از مخلوط نمکهای کلرید سدیم و کلرید کلسیم به نسبت 1:1و فاکتورهای فرعی شامل گچ (0، 15 و 30 تن در هکتار) و کود دامی (0 و 30 تن در هکتار) بوده است. نتایج نشان داد افزایش شوری آب آبیاری، سبب کاهش میزان فسفر و افزایش نیتروژن و پتاسیم در برگ گندم گردید. همچنین با افزایش شوری آب آبیاری، میزان فسفر و پتاسیم دانه کاهش و نیتروژن دانه گندم افزیش یافت. کاربرد گچ میزان نیتروزن، فسفر و پتاسیم در برگ را به ترتیب 31/6، 89/10 و 82/14 درصد و در دانه به ترتیب 32/10، 84/10 و 45/3 درصد افزایش داد. کاربرد کود دامی در تیمارهای مختلف شوری بر میزان عناصر نیتروژن و فسفر در برگ، فسفر و پتاسیم در دانه معنی­دار بود. بیشترین مقدار نیتروژن و فسفر در برگ و دانه با کاربرد 15 و 30 تن گچ در هکتار و بیشترین میزان پتاسیم در برگ و دانه با کاربرد 30 تن گچ در هکتار بدست آمد.

مقاله پژوهشی

ارزیابی توانایی کانی سپیولیت در کاهش آبشویی سرب و روی از ستونهای خاک

صفحه 13-22

سعید حجتی، احمد لندی، هیام آل کثیری

چکیده پساب صنایع مختلف حاوی مقادیر قـابل توجهی فلزات سنگین هستند که پس از ورود به خاک و آبشویی از آن می­توانند آلودگی آب­های زیرزمینی را باعث شوند. مطالعات اندکی در رابطه با تاثیر کاربرد کانی­های رسی در ممانعت از آبشویی این عناصر صورت گرفته است. لذا این مطالعه با هدف بررسی کارایی کانی سپیولیت به عنوان یک جاذب قوی و ارزان قیمت در جلوگیری از آبشویی عناصر سرب و روی از ستون­های خاک در شرایط آزمایشگاهی صورت پذیرفت. بدین مـنظور 400 میلی­لیتر مـحلول­هایی که حاوی غلظت 75 میلی­گرم در لیتر عناصر سرب و روی بودند از یک ستون شنی از پیش اشباع شده که حاوی مقادیر مختلفی از کانی­ سپیولیت (2، 4، 6 و 8 درصد) در دو اندازه کوچکتر از 2 میکرون و 20 تا 50 میکرون بودند با دبی 2/1 ­لیتر در ساعت عبور داده شد و غلظت سرب و روی در محلول­های خروجی (20 میلی­لیتری) با استفاده از دستگاه جذب اتمی اندازه­گیری شد. نتایج نشان داد که کاربرد کانی سپیولیت آبشویی عناصر سرب و روی را در مقایسه با تیمار شاهد به طور معنی­داری کاهش می­دهد. همچنین با افزایش میزان کاربرد کانی سپیولیت از 2 به 8 درصد و کاهش اندازه ذرات کانی­ فوق از 20 تا 50 میکرون به ریزتر از 2 میکرون، آبشویی عناصر سرب و روی از ستون­های مورد مطالعه کاهش می­یابد. لیکن میزان سرب آبشویی شده در مقایسه با روی بسیار کمتر است. در کل به نظر می­رسد که استفاده از کانی سپیولیت می­تواند راهکار مناسبی در جهت کاهش انتقال عناصر سرب و روی به آب­های زیرزمینی باشد.  

مقاله پژوهشی

مدل سازی خشک شدن لایه نازک انگور سفید بی دانه

صفحه 23-34

یوسف عباسپور کلان، محمد علی نیکبخت، مجید رهنما

چکیده      خشک کردن انگور به عنوان یکی از محصولات استراتژیک کشاورزی در ایران با چالش­های متعددی از جمله تغییر رنگ، فساد پذیری، آلودگی و زمان طولانی مواجه می‌باشد. با چنین رویکردی، پژوهش حاضر ضمن بررسی رفتار خشک شدن لایه نازک انگور سفید بی‏دانه ارومیه در خشک‏کن هوای- داغ، مناسب‏ترین مدل ریاضی برای توصیف منحنی فرآیند خشک شدن آن را معرفی می‌کند تا بتواند در طراحی خشک کن انگور مورد استفاده قرار گیرد. آزمایش تجربی خشک کردن در 4 سطح دمای هوای خشک کننده، 40، 50، 60، 70 درجه سیلسیوس و سرعت هوای 2/1 متر بر ثانیه انجام شد. داده‌های تجربی با 10 مدل نیمه تئوری و تجربی بر اساس آماره‌های ضریب تعیین(2R)، مربع کای (2X) و ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) برازش شد. با توجه به نتایج، دمای هوای خشک کننده روی سرعت خشک شدن انگور، اثر معنی‌داری داشت و با افزایش دما، از 50 به 60 درجه سلسیوس زمان خشک شدن انگور حدود 59 درصد کاهش یافت. همچنین نتایج نشان داد که فرآیند خشک کردن در مرحله با نرخ نزولی انجام پذیرفت. با مقایسه مدل­های مورد ارزیابی جهت تعیین بهترین برازش منحنی فرآیند خشک شدن لایه نازک انگور، مدل میدلی و همکاران با (997859/0=2R)، (0001679/0=2X) و (010234/0RMSE= ) بهترین برازش را داشت. تأثیر دمای هوای خشک کننده روی ضرایب و ثابت‌های این مدل نیز بررسی شد.

مقاله پژوهشی

تعیین ضریب تخلیه در تنگناهای ایجاد شده توسط اسپول و سه نوع پاپت مختلف در شیر‌های کنترل هیدرولیکی

صفحه 35-50

سعید مینائی، پژمان نیک اندیش، برات قبادیان، محمد جواد شیخ داودی

چکیده در مدل‌سازی ریاضی و طراحی سامانه‌های هیدرولیک، تعیین دبی روغن عبوری از شیر‌های کنترل بر حسب ضریب تخلیه و سطح مقطع تنگنای ایجاد شده در آنها اهمیت ویژه‌ای دارد. با وجود آن‌که ضریب تخلیه به نوع جریان روغن عبوری از تنگنا وابسته است ولی معمولاً در شیر‌های هیدرولیک ثابت فرض می‌شود؛ به‌همین منظور در این مقاله، ضریب تخلیه‌ی تنگناهای ایجاد شده توسط اسپول و سه نوع پاپت متداول در شیر‌های هیدرولیکی به­صورت تجربی اندازه‌گیری شد. سپس بر اساس داده‌های تجربی، منحنی برازش شده‌ی ضریب تخلیه بر حسب ریشه‌ی دوم عدد رینولدز برای چهار نوع تنگنای ایجاد شده توسط عضوهای متحرک اسپولی،‌ مخروطی، کروی و استوانه‌ای استخراج ‌گردید. بررسی منحنی‌ها نشان می‌دهد که ضریب تخلیه در شرایط آشفته‌ی جریان برای هر نوع تنگنا مستقل از عدد رینولدز است. از طرفی، ضریب تخلیه در شرایط آرام جریان روغن عبوری از هر چهار نوع تنگنا، به­طور خطی با ریشه‌ی دوم عدد رینولدز تغییر می‌کند.  همچنین ضریب تخلیه در شرایط جریان آشفته برای تنگنای ایجاد شده توسط اسپول نسبت به تنگناهای شامل عضوهای متحرک پاپتی، کم‌تر است. ضمناً شیب بخش خطی منحنی ضریب تخلیه برای تنگنای ایجاد شده توسط اسپول نسبت به تنگناهای شامل عضوهای متحرک پاپتی بیش‌تر است. 

مقاله پژوهشی

بررسی اثر ترکیب بسترهای آلی و معدنی در پرورش گیاه آپارتمانی دراسنا (Dracaena marginata Ait.)

صفحه 51-65

فرشید اسمعیلی، سپیده کلاته جاری، زرین تاج علیپور

چکیده انجام تحقیقات بر روی بسترهای کشت مختلف جهت پرورش گیاهان آپارتمانی گلدانی امری ضروری به نظر می‌رسد. با استفاده از ضایعات آلی و مواد معدنی مختلف می­توان بسترهای بومی با قیمت های پایین را به عنوان جایگزین ارزان­تر، در دسترس تر و با کیفیت مطلوب به جای بسترهای کشت وارداتی معرفی نمود؛ به همین منظور در این تحقیق اثر بسترهای مختلف آلی و بسترهای معدنی بر گیاه گلدانی و  برگ زینتی دراسنا (Dracaena marginata Ait.) بررسی گردید. بسترهای کشت به کار رفته عبارت بودند از نسبت های مختلف پیت، کمپوست زباله شهری و ورمی کمپوست در ترکیب با پرلیت و زئولیت. نتایج نشان داد که بسترهای حاوی 50% پیت + 50% پرلیت، 50% کمپوست زباله شهری + 50% پرلیت و 50% ورمی کمپوست + 25% پرلیت + 25% زئولیت بیشترین اثر را بر ارتفاع گیاه، تعداد برگ تولید شده و قطر ساقه نشان دادند و ضعیف­ترین نتایج نیز در بیشتر صفات در تیمار 50% کمپوست زباله شهری + 25% پرلیت + 25% زئولیت مشاهده شد. بیشترین میزان نیتروژن، فسفر و پتاسیم جذب شده توسط گیاهان، در تیمار 50% پیت + 50% پرلیت و کمترین آن در تیمار 50% زباله شهری + 25% پرلیت + 25% زئولیت مشاهده شد. با توجه به نتایج، به علت دسترسی آسان و قیمت بسیار پایین­تر کمپوست زباله شهری و ورمی کمپوست نسبت به پیت، ترکیب های 50% ورمی کمپوست + 25% پرلیت + 25% زئولیت و 50% کمپوست زباله شهری + 50% پرلیت می­توانند به جای بستر کشت وارداتی، 50% پیت + 50% پرلیت، در پرورش این گیاه و سایر گیاهان آپارتمانی برگ زینتی در کشور مورد استفاده قرار گیرند.

مقاله پژوهشی

تأثیر اندازه های مختلف ذرات یک پلیمر سوپرجاذب بر ظرفیت نگهداشت آب در دو خاک با بافت های مختلف

صفحه 65-75

عاطفه دشت بزرگ، غلامعباس صیاد، ایرج کاظمی نزاد، موسی مسگرباشی

چکیده پلیمرهای سوپرجاذب قابلیت جذب مقادیر زیادی آب و مواد غذایی را دارند و افزون بر تأمین بهینه آب مصرفی گیاهان، هدر­روی آب از طریق تبخیر و آبشویی نیز در آن­ها بسیار کم است. یکی از راهکارهای افزایش بازده آبیاری و استفاده بهینه از بارندگی در مناطق خشک و نیمه­خشک استفاده از پلیمرهای سوپرجاذب است. به­منظور مقایسه اندازه­های مختلف ذرات یک پلیمر سوپرجاذب بر ظرفیت نگهداشت آب خاک، آزمایشی به صورت فاکتوریل سه عاملی در قالب طرح کاملا تصادفی با 7 تیمار ماده جاذب­آب (­شاهد (بدون اعمال ماده جاذب­آب) و سوپر­جاذب طراوت 200A در6 اندازه (25/0-­21/0،­ 5/0-­25/0، 1-­5/0،   2-­1، 4/3-2 و 75/4-­4/3 میلی­متر هرکدام به میزان 2 گرم در کیلوگرم خاک) درسه تکرار در دو بافت شنی­لومی و لومی­رسی انجام شد. سپس مقدار آب خاک برای هر تیمار در مکش­های 0، 1/0، 3/0، 5/0، 1، 3، 5 و 15 بار اندازه­گیری و منحنی­های رطوبتی هر خاک به طور جداگانه رسم گردید. نتایج نشان داد که بین دو بافت خاکو تیمارها در مکش­های مختلف و همچنین اثر متقابل این عوامل با هم اختلاف معنی­دار آماری در سطح 1 درصد وجود دارد. هم­چنین نتایج نشان داد که پلیمر سوپرجاذب 2-­1 میلی­متری نسبت به سایر تیمارها باعث افزایش قابل توجهی در ظرفیت نگهداری آب خاک به خصوص در بافت سبک گردید.

مقاله پژوهشی

تأثیرکاربرد پتاسیم و کود دامی بر عملکرد و غلظت برخی عناصر پرمصرف در گندم تحت تنش آبی

صفحه 77-85

الهه حسن زاده، مهدی فاجار سپانلو، محمد علی بهمنیار

چکیده     برای بررسی تأثیر پتاسیم و کود دامی بر عملکرد و غلظت عناصر پرمصرف در برگ و دانه گندم رقم 18-81-N تحت مقادیر مختلف آب آبیاری آزمایشی گلدانی به صورت اسپیلت­فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی و در چهار تکرار در سال زراعی 89-1388 انجام شد. فاکتور اصلی شامل آبیاری پس از تخلیه 75، 50 و 25 درصد آب قابل دسترس گیاه و فاکتور فرعی شامل پتاسیم در سه سطح 0، 300 و 600  کیلوگرم کود سولفات­پتاسیم در هکتار و کود دامی در سه سطح 0، 20 و 40 تن کود گاوی در هکتار بود. نتایج آزمایش نشان داد اثر تیمارهای آبیاری بر میزان عملکرد دانه و غلظت عناصر نیتروژن، فسفر و پتاسیم در برگ و دانه در سطح 1 درصد معنی­دار شد و بیشترین غلظت نیتروژن و پتاسیم در تیمار آبیاری پس از تخلیه 75 درصد آب قابل دسترس گیاه مشاهده شد. فسفر برگ و دانه با مصرف کود دامی افزایش یافت و بیشترین میزان فسفردانه در تیمار آبیاری پس از تخلیه 50 درصد آب قابل دسترس گیاه و مصرف 40 تن کود دامی در هکتار و بیشترین میزان فسفر برگ با مصرف 20 و 40 تن کود دامی در هکتار حاصل شد. بیشترین میزان عملکرد دانه در تیمارآبیاری پس از تخلیه 25 درصد آب قابل دسترس گیاه و 40 تن کود دامی مشاهده شد. پتاسیم دانه نیز تحت تأثیر مصرف کود سولفات­پتاسیم قرار گرفت و با مصرف 300 و 600 کیلوگرم در هکتار میزان آن افزایش یافت.

مقاله پژوهشی

اثر علف کش های تری فلورالین و اتال فلورالین و ادوات خاک ورزی بر علف های هرز، عملکرد و برخی صفات زراعی لوبیا (Phaseolus vulgaris L.)

صفحه 87-99

ابوالفضل هدایتی پور، محمدرضا لک، معرفت مصطفوی راد

چکیده  به منظور  بررسی اثر نوع علف­کش و ابزار خاک­ورزی بر علف­های هرز، عمکرد و برخی صفات زراعی لوبیا، دو آزمایش مزرعه­ای در طی سال­های زراعی 1386 و 1387 در ایستگاه تحقیقات لوبیای خمین به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در 3 تکرار انجام شد.تیمار­ها شاملکاربرد دو نوع علف­کش تری­فلورالین و اتال­­فلورالین و سه نوع ادوات خاک­ورزی شامل روتیواتور، دیسک و کولتیواتور بود. نتایج تجزیه واریانس مرکب نشان داد که اثر ادوات خاک­ورزی و نوع علف­کش بر روی عملکرد محصول و جمعیت علف­های هرز در سطح احتمال 5 درصد معنی­دار بود. در این تحقیق، کاربرد علف­کش اتال­­فلورالین و روتیواتور از نظر افزایش عملکرد دانه لوبیا (54/23 درصد) و کاهش جمعیت علف­های هرز (25/89 درصد) نسبت به تیمار شاهد برتری داشت. همچنین، ادوات خاک­ورزیروتیواتور و دیسک برای اختلاط علف­کش­ها با خاک به ترتیب برتری نشان دادند.