دوره و شماره: دوره 45، شماره 2، تابستان 1401 
مقاله پژوهشی

بررسی عملکرد و اجزای عملکرد کلزای نشایی در پاسخ به مصرف تلفیقی کودهای شیمیایی، آلی و زیستی

صفحه 119-135

https://doi.org/10.22055/agen.2022.40631.1632

غلامرضا ادیم، الهام ملک زاده، اسماعیل دردی پور، فرشاد کیانی، حسن مختارپور، سراج الدین معظمی

چکیده این پژوهش با هدف ارزیابی تاثیر کاربرد جداگانه و تلفیقی کود شیمیایی با کودهای آلی و زیستی بر رشد و عملکرد کلزای نشایی، در قالب طرح بلوک کاملاً تصادفی با شش تیمار، سه تکرار و در مجموع 18 واحد آزمایشی در سال زراعی 99-1398 در ایستگاه عراقی محله شهر گرگان انجام شد. تیمارها شامل: 1) شاهد (بدون کود، T1)، 2) کود شیمیایی (T2)، 3) کود پلت مرغی (T3)، 4) کود کمپوست (T4)، 5) کود شیمیایی 50%+کود مرغی 50%+ کود کمپوست 50% (T5) و 6) کود شیمیایی 50%+کود مرغی 50%+ کود کمپوست 50%+ کود زیستی بایوفارم1 (T6) بود. نتایج نشان داد، اثر تیمارهای کودی بر عملکرد و اجزای عملکرد معنی‏دار بود (01/0>p). بیشترین وزن هزار دانه، عملکرد دانه، پروتئین دانه، تعداد دانه در غلاف، طول غلاف و تعداد غلاف در بوته در تیمار کود شیمیایی 50%+کود مرغی 50%+ کود کمپوست 50%+ کود زیستی (T6) مشاهده شد که نسبت به تیمار شاهد (با کمترین مقادیر) به‏ترتیب افزایش 9/21، 7/43، 8/33، 2/29، 2/37 و 6/37 درصدی داشت (05/0>p). تیمارهای کود شیمیایی (T2) و مصرف تلفیقی کود شیمیایی با کودهای آلی و زیستی (T6) با بیشترین شاخص کلروفیل (85/67 و 83/65) نسبت به شاهد (T1) به‏ترتیب افزایش 6/35 و 7/33 درصدی داشتند. تیمار مصرف جداگانه کودهای آلی (T3 و T4) بدون تفاوت معنی‏دار بیشترین درصد روغن را (با میانگین 73/45 درصد) تولید کردند که نسبت به تیمارهای کود شیمیایی (T2) و شاهد (T1) با کمترین مقدار (با میانگین 7/42 درصد) افزایش 6/6 درصدی نشان دادند.

مقاله پژوهشی

تاثیر ادوات مختلف خاکورزی بر برخی ویژگی های فیزیکی و جابجایی خاک

صفحه 137-152

https://doi.org/10.22055/agen.2022.41266.1636

مهدی نادری خوراسگانی، قاسم حاج حسنی، جهانگرد محمدی، احمد کریمی

چکیده چکیده
این تحقیق در راستای انتخاب مناسب‌ترین ادوات خاک‌ورزی از نظر حفظ ویژگی‌های فیزیکی و انتقال خاک انجام شد. در یک طرح آزمایشی کرت‌های نواری خرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تیمار اصلی خاکورزی (1) گاوآهن برگردان‌دار، (2) گاوآهن بشقابی و (3) گاوآهن قلمی و دو تیمار فرعی شیب زمین در چهار سطح (شامل0 ،3 ، 6 و 8 درصد) و تیمار سرعت در سه سطح (شامل 2، 5 و 8 کیلومتر در ساعت) اجرا شد. ضریب انتقال ذرات خاک و برخی از ویژگی‌های فیزیکی خاک شامل چگالی ظاهری خاک، میانگین وزنی قطر ذرات، درصد پایداری‌تر خاکدانه‌ها، تخلخل تهویه‌ای، میانگین هندسی قطر ذرات خاک و ظرفیت زراعی بعد از خاک‌ورزی اندازه‌گیری شدند. نتایج تحلیل داده‌ها نشان دادند که نوع گاوآهن تأثیر معنی‌داری بر میانگین وزنی قطر ذرات و چگالی ظاهری خاک دارد. میانگین وزنی قطر خاکدانه‌ها پس از تیمار با گاوآهن برگردان‌دار بطور معنی‌داری بیش از میانگین وزنی قطر خاکدانه‌ها پس از تیمارهای خاک با گاوآهن‌های قلمی و بشقابی بود. همچنین چگالی ظاهری خاک‌ها پس از استفاده از گاوآهن برگردان‌دار کمتر از چگالی ظاهری خاک‌ها در دو تیمار دیگر بود. اندازه‌گیری ضریب انتقال خاک‌ورزی نشان داد که بیشترین ضریب انتقال خاک مربوط به گاوآهن برگرداندار بود. همچنین بالاترین ضریب انتقال خاک در کلیه ادوات خاک‌ورزی مربوط به لایه سطحی عمق خاک‌ورزی بود و در این عمق هم ضریب انتقال خاک برای گاوآهن برگرداندار بیش از گاوآهن‌های بشقابی و قلمی بود.
واژه‌های کلیدی: میانگین وزنی قطر خاکدانه‌ها، چگالی ظاهری خاک، ضریب انتقال خاک.

مقاله پژوهشی

بررسی اثر استفاده از سه نوع پلیمر سوپر جاذب بر میزان جذب N. P. K تحت شرایط تنش خشکی.

صفحه 153-166

https://doi.org/10.22055/agen.2022.41572.1642

نوراله معلمی، اسماعیل خالقی، عباس دانایی فر

چکیده خشکی یکی از مهم‌ترین تنش‌های غیر زنده است که وضعیت تغذیه‌ای گیاه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از متداول‌ترین راهکارهای تحمل به تنش خشکی استفاده از پلیمرهای سوپر جاذب است. پلیمرهای سوپر جاذب تجاری مواد هیگروسکوپی شبیه شکر هستند که شکل این پلیمرها پس از جذب آب و تورم باید حفظ شود این پلیمرها آب را جذب و ذخیره می‌کنند و در مواقع نیاز به آسانی در اختیار گیاه قرار می‌دهند و ضرری برای انسان، خاک، گیاه و محیط ندارند. به منظور بهبود وضعیت تغذیه در آکاسیا پژوهشی با استفاده از سه نوع پلیمر سوپر جاذب در سه غلظت در سه سطح تنش خشکی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کاملاً تصادفی درمزرعه دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز انجام گرفت. نتایج نشان داد که استفاده از پلیمرهای سوپرجاذب میزان جذب نیتروژن، پتاسیم و فسفر برگ، ساقه و ریشه را به طور معنی‌داری افزایش می‌دهند. غلظت 2 گرم در کیلوگرم هیدروژل A200 در هفته اول موجب افزایش 85/12 درصدی نیتروژن برگ، 64/17 درصدی فسفر برگ، 29/50 درصدی نیتروژن ساقه و 96/4 درصدی نیتروژن ریشه گردید. سوپر جاذب SNF در هفته اول دارای بیشترین میزان پتاسیم ساقه و فسفر ریشه بود و در هفته دوم دارای بیشترین میزان فسفر در ساقه بود. بر اساس نتایج این پژوهش استفاده از پلیمر سوپر جاذب A200 نسبت به بقیه هیدروژل‌ها بیشترین تأثیر را بر وضعیت تغذیه‌ای گیاه و جذب عناصر N. P. K داشت.

مقاله پژوهشی

بررسی شکل های شیمیایی فسفر برای مدیریت فسفر خاک در اراضی تحت کشت پسته

صفحه 167-181

https://doi.org/10.22055/agen.2022.41502.1640

رقیه شهریاری پور

چکیده داشتن اطلاعات کافی و دقیق در مورد فسفر معدنی خاک برای توسعه کشاورزی پایدار در مناطق خشک بسیار مهم است. همچنین آگاهی از تغییر شکل فسفر در خاک‎های مختلف برای توصیه کود فسفره بسیار مهم است. هدف از این مطالعه یافتن اثرات استفاده طولانی مدت از مقادیر مختلف فسفر بر میزان فسفر قابل استفاده برای گیاهان و تعیین شکل‎های معدنی فسفر موجود در خاک بود.
برای این منظور 84 نقطه نمونه برداری با فاصله منظم 2 کیلومتر از یکدیگر به کمک نرم افزار ایلویس تعیین گردید و 168 نمونه خاک از دو عمق 40-0 و 80-40 سانتی‎متری از اراضی زیر کشت پسته شهرستان سیرجان جمع آوری شد. به منظور جداسازی و تعیین شکل‎های معدنی فسفر در خاک از روش جیانگ و گو (عصاره گیری دنباله دار) استفاده ‎شد. این روش، فسفر را به شکل‎های دی-کلسیم فسفات ، اکتاکلسیم فسفات، فسفات‎های آلومینیوم ، فسفات‎های آهن، فسفات‌های محبوس و آپاتیت جدا می‌کند. نتایج نشان داد که مقدار فسفر کل در این نمونه های خاک به طور میانگین بالای 460 میلی‎گرم در کیلوگرم خاک بود و فراوانی اشکال شیمیایی فسفر به ترتیب آپاتیتApatite> فسفات آلومینیومAl-P> دی‎کلسیم فسفاتCa2-P> فسفر محبوسOc-P≥ فسفات آهنFe-P > اکتا کلسیم فسفاتCa8-P بود.
این نتایج نشان داد که مصرف مداوم فسفر منجر به تبدیل فسفر موجود در خاک به شکل‎های غیرقابل دسترس مانند آپاتیت می‎شود. مقادیر بالای فسفر کل نشان می‎دهد که با مدیریت بهینه مصرف کودهای فسفره و تغییر شرایط خاکی تا حد امکان مانند افزودن مواد آلی، می توان فسفر مورد نیاز را بدون منابع جدید تأمین کرد.

مقاله پژوهشی

اثر سامانه‌های خاک‌ورزی و روش کنترل علف‌های هرز بر برخی ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی خاک در تناوب کشت ذرت-گندم

صفحه 183-205

https://doi.org/10.22055/agen.2022.41147.1635

علی منصفی، مجتبی نوروزی مصیر، یزدان ایزدی

چکیده استفاده از خاک‌ورزی حفاظتی همزمان باکاربرد روش‌های مدیریتی مناسب همچون حفظ بقایا، استفاده ازتناوب صحیح و کنترل علف‌های هرز سبب پایداری خاکدانه‌ها، جلوگیری ازتخریب ساختمان خاک و افزایش ماده‌آلی خاک می-شود. بنابراین تغییر روش خاکورزی ازسامانه‌های مرسوم به حفاظتی بویژه در چرخه‌های تناوب گیاهان، اجتناب‌ناپذیر است. پژوهش حاضر به‌منظور بررسی سامانه‌های خاک‌ورزی (چهار تیمار شخم شامل ZT-ZT: بدون شخم-بدون شخم؛ ZT-CT: بدون شخم-شخم متعارف؛ CT-CT: شخم متعارف-شخم متعارف و CT-ZT: شخم متعارف- بدون شخم) و چهارتیمار مدیریت علف‌های هرز (شامل W1: کنترل؛ W2: نیکوسولفورون پس‌رویشی+وجین‌دستی در کشت ذرت و متریبیوزین پس‌رویشی+وجین‌دستی در کشت گندم؛ W3: آترازین پیش‌کاشت+نیکوسولفورون پس‌رویشی در کشت ذرت و کلودینافوپ پس‌رویشی+بوموکسینیل+ام‌سی‌پ پس‌رویشی در کشت گندم؛ W4: بقایای گندم به‌صورت مالچ+نیکوسولفورون پس‌رویشی در کشت ذرت و بقایای ذرت به‌صورت مالچ+متریبیوزین در کشت گندم) بر برخی ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی عمق‌های خاک (D1: 0-15 و D2: 15-30 سانتی‌متر) در تناوب ذرت-گندم طی سال زراعی 1401-1400 در اراضی مرکز خدمات کشاورزی شاوور شهرستان شوش به‌صورت اسپلیت‌فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی با سه‌تکرار و در مجموع 96 نمونه اجرا شد. نتایج حاکی از تاثیر معنی‌دار برهمکنش تیمارهای مورد بررسی بر تمام صفات مورد مطالعه به جز pH خاک بود. کمترین مقدار چگالی ظاهری خاک در تیمار CT-ZT×W4×D1 با میانگین 390/1 گرم بر سانتی‌متر‌ مکعب مشاهده شد، همچنین هدایت هیدرولیکی خاک در تیمار CT-CT×W3×D1 در بیشترین مقدار خود (با میانگین 994/0 سانتی‌متر در ساعت) بود. بالاترین مقدار ماده‌آلی خاک (771/0 درصد) و عناصر فسفر و پتاسیم (به‌ترتیب 96/13 و 7/234 میلی‌گرم بر کیلوگرم) نیز از تیمار ZT-ZT×W4×D1 حاصل شد.

مقاله پژوهشی

ارزیابی تاثیر تناوب زراعی بر عملکرد مزارع گندم با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای

صفحه 207-224

https://doi.org/10.22055/agen.2023.41633.1643

منا دغلاوی، محمود قاسمی نژاد رائینی، نعیم لویمی، امین لطفی جلال آبادی

چکیده این مطالعه با هدف بررسی تاثیر تناوب ‌زراعی در مزارع گندم با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای در منطقه شاوور استان خوزستان و در سال زراعی 1400_1399 انجام گردید. داده ‌برداری این تحقیق در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل چهار تناوب ‌زراعی گندم_گندم_گندم، گندم_کلزا_گندم، گندم_برنج_گندم و گندم_شبدر_گندم بودند. مقایسه میانگین شاخص‌ طیفیNDVI برگرفته از تصاویر ماهواره‌ای در قبل و بعد از تناوب نشان داد که تناوب گندم_گندم_گندم پس از گذشت دوسال زراعی منجر به کاهش 10 درصد و همچنین استفاده از برنج در تناوب گندم_برنج_گندم منجر به کاهش 50 درصد عملکرد گندم می‌گردد؛ اما استفاده از کلزا در تناوب (گندم_کلزا_گندم) و شبدر در تناوب (گندم_شبدر_گندم) به‌ترتیب منجر به افزایش 2 و 30 درصد عملکرد گندم شد. مقایسه میانگین ضریب‌ پراکنش شاخص‌ طیفیNDVI برگرفته از تصاویر ماهواره‌ای در زمان قبل و بعد از اعمال تناوب نشان داد که ضریب پراکنش در کشت مداوم گندم در اثر کاهش عملکرد، منجر به افزایش 27 درصد و در تناوب گندم_برنج_گندم در اثر کاهش عملکرد، منجر به افزایش چشمگیری شد. اما ضریب‌ پراکنش در دو تناوب گندم_کلزا_گندم و تناوب گندم_شبدر_گندم در اثر افزایش عملکرد، به‌ترتیب منجر به کاهش 57 و 32 درصدی شده است. در حالت کلی نتایج ناشی از بررسی تصاویر ماهواره‌ای نشان داد که با اعمال تناوب درست نقاط ضعیف در مزرعه عکس‌العملی بیشتری نسبت به نقاط قوی مزرعه در مقابل تغییر شرایط نشان می‌دهد.