دوره و شماره: دوره 45، شماره 4، زمستان 1401 
مقاله پژوهشی

تاثیر تغییر اقلیم بر ذخیره کربن آلی خاک با استفاده از مدل Roth C در اراضی زراعی استان گلستان

صفحه 339-355

https://doi.org/10.22055/agen.2023.42568.1650

مریم سبطی، فرهاد خرمالی، افشین سلطانی، کامران افتخاری، عبدالعظیم قانقرمه، اسماعیل دردی پور

چکیده یکی از نشانه‌های کیفیت خاک، مواد آلی خاک است. بارش و دما بطور قابل ملاحظهای بر ذخیره کربن آلی خاک اثر می‌گذارند. هدف از این پژوهش، مدل‏سازی تغییرات ذخیره کربن آلی خاک تحت تاثیر تغییرات اقلیمی در اراضی زراعی استان گلستان است. در این تحقیق، با استفاده از داده‌های ایستگاه‌های هواشناسی چات، کلاله و رامیان، و مدل ریزمقیاس‌نمایی Lars WG6، تغییرات بارش و دمای آینده پیش‌بینی و سپس با مدل Roth C ، تغییرات ذخیره کربن آلی‌خاک در آینده برآورد گردید. جهت انجام این تحقیق، از عمق صفر تا 30 و 30 تا 60 سانتی‌متری، نمونه‌های خاک جمعآوری و میزان کربن آلی، بافت و وزن‌ مخصوص ظاهری خاک بررسی شد. خروجی مدل‌های اقلیمی نشان داد که تغییرات بارش و دما در آینده افزایشی است. مقدار دما در سال 2040 نسبت به دوره پایه (2019) بین 0.6 تا 1.3 درجه و در سال 2080، 1.5 تا 3.2 درجه سانتی‌گراد افزایش می‌یابد. اعتبارسنجی مدل RothC رابطه خطی معنی‌دار بین ذخیره‌کربن‌آلی شبیه‌سازی‌شده و اندازه‌گیری ‌شده نشان داد. بر اساس نتایج این پژوهش، با افزایش دما سرعت تجزیه بیشتر شده و این افزایش سرعت تجزیه در زمین‌های زراعی به دلیل فقدان پوشش گیاهی در دوره‌هایی از سال، باعث هدر رفتن ذخیره کربن آلی خاک به صورت CO2 در لایه‌های بالایی خاک می‌شود لذا کربن آلی خاک در سال 2040، 0.5 تا 5.59 درصد و در سال 2080، 0.5 تا 12.4 درصد کاهش خواهد داشت.

مقاله پژوهشی

مقایسۀ جزءبندی و گونه بندی روی در برخی افق‌های مشخصۀ خاک‌های استان خوزستان

صفحه 357-375

https://doi.org/10.22055/agen.2023.42923.1654

سیده ساناز موسوی، سعید حجتی، احمد لندی

چکیده نتایج تجزیه خاک‌های کشاورزی ایران سطح متفاوتی از کمبود روی را نشان می‌دهد. این مطالعه با دو هدف (1) اندازه-گیری و تعیین شکل‌های شیمیایی روی در افق‌های مشخصه مالیک، کلسیک و سالیک جمع‌آوری شده از مناطق مختلف در استان خوزستان (2) و بررسی سهم برخی از ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی این خاک‌ها در تعیین فراهمی روی قابل دسترس این خاک‌ها صورت گرفت. بدین منظور و برای کمی‌سازی توزیع روی قابل دسترس در خا‌ک‌های مورد بررسی (با سه تکرار) از روش عصاره‌گیری دنباله-ای تسیر استفاده شد. به منظور برآورد دقت نتایج شش مرحله-ای تسیر یک گرم خاک گواهی شده ایالت مونتانا (ANIST 27 11 A) مورد استفاده قرار گرفت و درصد بازیابی به دست آمده 5/94% بود. از نرم افزار visual MENTEQ نسخه 1/3 برای محاسبه گونه‌های روی غالب در محلول تعادلی استفاده شد. پارامترهای Zn2+, Ca2+, Mg2+ ,Na+, K+, PO43−, SO42-, Cl−, ، EC و pHبه عنوان ورودی‌های مدل استفاده شدند. نتایج جزءبندی روی نشان داد که شکل‌های آلی، کربناتی و اکسیدی در افق مالیک و کلسیک و شکل‌های کربناتی، اکسیدی و تبادلی در افق سالیک شکل‌های غالب و مؤثر روی قابل دسترس گیاه می-باشند. همچنین نتایج نشان داد گونه‌هایZn2+, Zn(OH)2(aq), Zn-DOM (aq), وZn (OH)+ گونه‌های غالب روی در همه افق‌های مشخصه انتخابی هستند. نتایج حاصل از محاسبات فاکتور تحرک عنصر روی با افزودن 10 میلی گرم به کیلوگرم خاک سولفات روی نشان از مقادیر کم‌تر فاکتور تحرک در افق مشخصه مالیک نسبت به کلسیک و سالیک بود.

مقاله پژوهشی

امکان‎سنجی کاربرد تابع مفصل در پیش ‎بینی فسفر و پتاسیم قابل جذب خاک

صفحه 377-390

https://doi.org/10.22055/agen.2023.42847.1652

احسان غجه پور، وحیدرضا جلالی، اعظم جعفری، مجید محمودآبادی

چکیده آگاهی داشتن از نحوه تغییرپذیری متغیرهای خاکی یکی از پیش‌شرط‌های مدیریت صحیح منابع کودی در یک کشاورزی پایدار قلمداد می گردد. لذا هدف از این پژوهش ارائه روشی نوین برای ارزیابی تغییرات مکانی برخی از ویژگیهای شیمیایی خاک با استفاده از تابع مفصل میباشد. بدین منظور با استفاده از روش شبکهبندی، نمونهبرداری از منطقهای به وسعت 484 هکتار در 10 کیلومتری غرب شهرستان بافت صورت گرفت، بدین صورت که منطقه به طور کاملاً منظم تقسیمبندی شد که مساحت هر شبکه 4 هکتار بود. سپس از هر شبکه به طور تصادفی یک نمونه خاک و در مجموع 121 نمونه از لایه سطحی خاک تهیه شد. پس از هوا خشک نمودن نمونهها و عبور از الک 2 میلیمتری، فسفر قابل جذب و پتاسیم قابل جذب اندازهگیری شد. برای درونیابی به روش تابع مفصل از چهار تابع مفصل ارشمیدسی شامل توابع کلایتون، فرانک، گامبل و جو استفاده شد. تحلیل نتایج با استفاده از معیارهای میانگین ریشه دوم مربعات استاندارد (RMSE)، ضریب تبیین (R2)، میانگین خطای مطلق(MAE) و میانگین خطای انحراف (MBE) با درونیابهای انواع کریجینگ و روش IDW مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد که روش وزن دهی عکس فاصله (IDW) با دارا بودن مقدار ضریب همبستگی (76/0=R2) و ریشه مجموع مربعات خطا (93/2=RMSE) ضعیفترین تخمینها را ارائه داده است در حالی که روش تابع مفصل میانه با دارا بودن 84/0=R2 و 59/2=RMSE بهترین دقت در انجام تخمین ها را ارائه نمود و بنابراین می تواند جایگزین خوبی برای روشهای کلاسیک میانیابی قلمداد گردد.

مقاله پژوهشی تغذیه گیاه، حاصلخیزی خاک و کودها

تأثیر کاربرد زئولیت و نیتروژن بر کارایی مصرف نیتروژن، رشد و عملکرد ذرت

صفحه 391-408

https://doi.org/10.22055/agen.2023.43010.1655

نادیه دستباز، محمدعلی محمودی، اکبر کریمی، سارا صلواتی

چکیده این پژوهش با هدف بررسی تأثیر سطوح مختلف زئولیت کلینوپتیلولیت و کود نیتروژن بر کارایی مصرف نیتروژن، رشد و عملکرد ذرت (KSC 260) در شرایط مزرعه انجام شد. بدین منظور، پژوهشی مزرعه‌ای به‌صورت کرت خرد شده، در قالب بلوک‌های کامل تصادفی و در سه تکرار و 60 کرت آزمایشی، در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه کردستان، انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل کاربرد زئولیت کلینوپتیلولیت در چهار سطح (صفر، 5، 10 و 15 تن در هکتار) به‌عنوان کرت اصلی و کاربرد نیتروژن در پنج سطح (صفر، 50، 100، 150 و200 کیلوگرم در هکتار) به‌عنوان کرت فرعی، بودند. نتایج نشان داد بیش‌ترین مقدار شاخص‌های رشدی، غعملکرد دانه و اجزای عملکرد مربوط به تیمارهای کاربرد 150 و 200 کیلوگرم در هکتار نیتروژن همراه با کاربرد 10 و 15 تن در هکتار زئولیت بود و تفاوت معنی‌داری بین این مقادیر در این تیمارها وجود نداشت. همچنین کارایی مصرف نیتروژن در تیمار کاربرد 150 کیلوگرم در هکتار به طور معنی داری بیش تر از تیمار کاربرد 200 کیلوگرم در هکتار بود. در تیمار کاربرد توأم 10 تن در هکتار زئولیت و 150 کیلوگرم در هکتار نیتروژن، غلظت نیتروژن برگ (56/6 درصد)، شاخص سطح برگ (56/5 درصد)، طول بلال (21/5 درصد)، وزن دانه در بلال (61/8 درصد)، تعداد دانه در بلال (41/6 درصد) و عملکرد دانه (38/6 درصد) به‌طور معنی‌دار بیش‌تر از تیمار شاهد بود. می توان نتیجه‌گیری کرد کاربرد توأم زئولیت (در سطح 10 تن در هکتار) و نیتروژن (150 کیلوگرم در هکتار) می تواند راهکار مناسبی در بهبود عملکرد ذرت و افزایش کارایی مصرف نیتروژن باشد.

مقاله پژوهشی شیمی و آلودگی خاک

تغییرات نرخ آلاینده گازوئیلی خاک حاوی اصلاحگر بیوچار (مطالعه موردی: خاک اطراف پالایشگاه شیراز)

صفحه 409-424

https://doi.org/10.22055/agen.2023.42909.1653

مینا هاشمی تزنگی، سهیلا ابراهیمی، رضا قربانی نصرآبادی، سید علیرضا موحدی نائینی

چکیده در سال‌های اخیر بیوچار برای کاهش یا از بین بردن آلودگی بعنوان اصلاحگر خاک بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا رفتار سینتیکی بیوچار درکاهش آلاینده‌ گازوئیل خاک، تغییرات این آلاینده با زمان و تغییرات فعالیت میکروبی در یک دوره زمانی 60 روزه مورد بررسی قرار گرفت. خاک آلوده به گازوئیل از اطراف مخزن گازوئیل مستقر در پالایشگاه شیراز جمع‌آوری و پس از سنجش میزان هیدروکربن نفتی کل (TPH) اولیه و ویژگی‌های فیزیکی و شیمایی خاک آلوده، نمونه‌های خاک 700 گرمی حاوی بیوچار کاه و کلش گندم آماده شده و بیوچار در اندازه‌های یک و دو میلی‌متر و مقدار وزنی 100-80-60-40-20 گرم بر کیلوگرم بصورت کرت‌های دوبار خرد شده در زمان بر پایه طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شده‌است. نتایج مربوط به تعیین مدل سنتیک کاهش آلودگی در طی این فرآیند نشان داد که سینتیک کاهش TPH، از نوع معادله درجه اول بود؛ به‌طوری که در 28 روز اول آزمایش، سرعت تجزیه TPH بصورت افزایشی بود، و پس از 35 روز از شروع آزمایش، سرعت تجزیه ترکیبات آلاینده کاهش یافت. ثابت تجزیه زیستی (k) برای خاک تیمارشده با اصلاحگر بالاتر بود و زمان نیمه عمر کمتری نسبت به خاک آلوده شاهد داشت. با افزایش وزن اصلاحگر نیمه‌عمر کاهش و سرعت ثابت تجزیه در تیمار وزن 100 گرم و اندازه 1 میلیمتری افزایش یافت. برعکس، با افزایش اندازه ذرات اصلاحگر، نیمه‌عمر افزایش و ثابت تجزیه کاهش یافت. اصلاحگر بیوچار بعنوان استراتژی ارزان و نسبتا جدید برای پاکسازی یا کاهش آلایندگی هیدروکربنی خاک، می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.

مقاله پژوهشی تغذیه گیاه، حاصلخیزی خاک و کودها

بررسی اثرات تغذیه تکمیلی و زمان استفاده آن بر شاخص‌های کمی، کیفی و بیوشیمیایی قارچ دکمه‌ای

صفحه 425-441

https://doi.org/10.22055/agen.2023.43489.1664

ادریس شعبانی

چکیده کاهش سطح عملکردی و کیفی قارچ دکمه‌ای در طول دوره برداشت، به دلیل کاهش مواد غذایی بستر و تجمع ترکیبات نامطلوب از چالش‌های مهم صنعت تولید قارچ است. در این راستا آزمایشی به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی به منظور بررسی اثر تغذیه تکمیلی در زمان‌های مختلف بر شاخص‌های عملکردی قارچ دکمه‌ای انجام گردید. تیمار‌‌های آزمایشی شامل چهار غلظت (C) تغذیه تکمیلی (0 (C1)، 20 (C2)، 40 (C3) و 60 (C4) گرم بر لیتر) (ترکیبی از دو فاز مایع شامل عناصر کم‌مصرف، پرمصرف، اسید‌های آمینه و جامد شامل ساکارز و دکسترین) و دو زمان استفاده (یک روز بعد از برداشت فلش اول (T1) و شروع فلش دوم و تشکیل پین(T2)) بود. یافته‌های این پژوهش نشان داد که بیشترین تعداد قارچ در تیمار C3T2 با مقدار 89/215 عدد مشاهده گردید که در قیاس با تیمار C1T2 افزایش 35/20 درصدی را به همراه داشت. استفاده از محلول‌مغذی در تیمار C3T2 در قیاس با C1T2 به ترتیب سبب افزایش 43/66% درصدی نیتروژن، 22/66% پروتئین و 44/71% سفتی بافت و 32/66% کارایی بیولوژیکی بستر گردید. استفاده از غلظت 40 گرم بر لیتر محلول مغذی در زمان ظهور پین دوم در قیاس با تیمار C1T2 به ترتیب سبب افزایش 15/64% عملکرد فلش دوم، 17/71% عملکرد فلش سوم، 79/26% عملکرد کل فلش‌ها و 76/26 درصدی عملکرد کل کمپوست شده است. با توجه به یافته‌های این پژوهش محلول‌پاشی غلظت 40 گرم بر لیتر محلول‌مغذی در زمان ظهور پین فلش دوم به منظور بهبود خصوصیات کیفی و حصول حداکثری شاخص‌های عملکردی قارچ دکمه‌ای توصیه می‌گردد.