دوره و شماره: دوره 46، شماره 2، تابستان 1402 
مقاله پژوهشی بیوشیمی، بیولوژی و بیوتکنولوژی خاک

کاربرد کمپوست و کود سوپر فسفات تریپل برای بهبود فعالیت میکروبی و آنزیمی خاک و رشد ذرت در خاک لسی

صفحه 121-139

https://doi.org/10.22055/agen.2023.43410.1662

الهام صادقی، رضا قربانی نصرآبادی، سید علیرضا موحدی نائینی، مجتبی بارانی مطلق، مصطفی خوشحال سرمست، محمد رضا پهلوان راد

چکیده کاربرد همزمان کمپوست غنی‌شده با کودهای شیمیایی منجر به افزایش فعالیت میکروبی خاک و قابلیت دسترسی عناصر غذایی می گردد. بنابراین آزمایشی با هدف تعیین اثر کمپوست و سوپرفسفات تریپل (TSP) بر فسفر قابل استفاده، ویژگی‌های بیوشیمیایی خاک و رشد گیاه ذرت به اجرا درآمد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار و در مجموع 36 نمونه در خاک کشت شده و گرماگذاری شده اجرا گردید. تیمارها در هر دو خاک کشت شده و گرماگذاری شده شامل سه سطح کمپوست (C0 فاقد کمپوست، C1 2 درصد وزنی وزنی کمپوست ساده و C2 2 درصد وزنی وزنی کمپوست غنی شده)، چهار سطح کودTSP (0، 10، 40 و 100 میلی‌گرم بر کیلوگرم) بودند. یافته‌های به دست آمده از این پژوهش نشان داد که استفاده از کمپوست یا TSP به تنهایی و نیز کاربرد همزمان آنها ویژگی‌های اندازه گیری شده در خاک ( فسفر قابل دسترس، کربن زیست‌توده میکروبی، تنفس ناشی از بستره، فعالیت آنزیم‌های فسفاتاز اسیدی، فسفاتاز قلیایی، اوره‌آز و کاتالاز) را بهبود بخشیده و رشد گیاه را افزایش داد. تیمار C2P3 بیشترین مقدار فسفر قابل دسترس، کربن زیست‌توده میکروبی، تنفس ناشی از بستره، کاتالاز و اوره‌آز را در خاک کشت شده (به ترتیب 23، 270، 93، 68 و 8/1 درصد) و گرماگذاری شده (به ترتیب 18، 243، 90، 53 و 2/1 درصد) به همراه داشت. افزودن کمپوست و TSP به خاک لسی مورد مطالعه با ماده آلی کم منجر به بهبود تنش تغذیه‌ای، فعالیت‌های میکروبی، آنزیمی خاک و افزایش رشد گیاه گردد.

مقاله پژوهشی پیدایش و طبقه بندی خاکها

ارزیابی الگوریتم های مختلف انتخاب ویژگی در بهبود پیش بینی مکانی کلاس های خاک

صفحه 141-157

https://doi.org/10.22055/agen.2023.44173.1676

وحیده صادقی زاده، سید علی ابطحی، مجید باقرنژاد، اعظم جعفری، سید علی اکبر موسوی

چکیده تعداد متغیرهای محیطی مورد استفاده برای نقشه‌برداری رقومی خاک به سرعت افزایش یافته است، که انتخاب و تمرکز بر روی مهم‌ترین متغیرهای کمکی را با چالش روبه‌رو کرده است. از طرفی، شناسایی همه متغیرهای محیطی به منظور دستیابی به اطلاعات مکانی برای بهبود پیش‌بینی‌ها، سودمند است. در این راستا، الگوریتم‌های انتخاب ویژگی با شناسایی متغیرهای کمکی مرتبط، به کاهش ابعاد مدل پیش‌بینی کننده کمک می‌کنند. در مطالعه حاضر، چهار تکنیک مختلف انتخاب ویژگی شامل عامل تورم واریانس (VIF)، تجزیه مولفه‌های اصلی (PCA)، باروتا (Boruta) و حذف ویژگی بازگشتی (RFE) به منظور تولید مجموعه‌ای بهینه از متغیرهای کمکی، برای پیش‌بینی مکانی کلاس‌های خاک در سطح گروه بزرگ به کمک مدل جنگل تصادفی‌ بکار گرفته شد. مقایسه تکنیک‌های مختلف انتخاب ویژگی در تخمین کلاس‌های خاک، با استفاده از معیارهای ارزیابی دقت و ضریب کاپا بین مقادیر مشاهده‌شده و پیش‌بینی‌شده، انجام شد. نتایج نشان داد، با استفاده از متغیرهای انتخاب شده توسط روش‌های مختلف انتخاب ویژگی نسبت به کاربرد همه متغیرها در مدل، دقت پیش‌بینی تا حدودی افزایش یافت. همچنین در میان چهار رویکرد انتخاب ویژگی، بهبود عملکرد پیش‌بینی متفاوت بود. روش VIF و PCA به ترتیب بیشترین و کمترین دقت و ضریب کاپا را داشتند، در حالی که روش باروتا با کمترین تعداد متغیر توانست بعد از VIF عملکرد مدل را بهبود بخشد. به‌طور کلی یافته‌ها نشان داد، کاربرد روش‌های انتخاب ویژگی می‌تواند از وابستگی قابل‌توجه متغیرهای کمکی مربوطه برای پیش‌بینی کلاس‌های خاک استفاده کند و دقت مدل‌سازی را بهبود بخشد.

مقاله پژوهشی بیوشیمی، بیولوژی و بیوتکنولوژی خاک

اثر مایه‌زنی با قارچ Claroideoglomus etunicatum بر گیاه‌پالایی نیکل و جذب برخی عناصر ریزمغذی توسط گیاه ذرت (Zea mays L.)

صفحه 159-177

https://doi.org/10.22055/agen.2023.44266.1678

مروارید همتی تبار، ستاره امانی فر، الهه وطن خواه، الهام ملک زاده

چکیده استفاده از قارچ‌های میکوریزا آربوسکولار به دلیل نقش آن‌ها در توانمندسازی گیاهان برای مقاومت در برابر سمیت نیکل اهمیت دارد. در این مطالعه اثر مایه‌زنی گیاه ذرت با قارچ‌ Claroideoglomus etunicatum بر ویژگی‌های رشدی، غلظت فسفر، نیکل و برخی عناصر ریزمغذی و محتوای گلومالین خاک-واکنش‌پذیر بردفورد (BRSG) در سطوح مختلف نیکل خاک ارزیابی شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی اجرا شد. عامل اول شامل سطوح مختلف کاربرد نیکل (شاهد، 50، 100، 250 میلی‌گرم نیکل بر کیلوگرم خاک) و عامل دوم شامل سطوح کاربرد قارچ میکوریزا آربوسکولار (شاهد بدون مایه‌زنی و مایه‌زنی شده با C. etunicatum) بود. گیاهان مایه‌زنی شده ارتفاع بوته و وزن خشک بخش هوایی بیشتری را نسبت به گیاهان بدون مایه‌زنی نشان دادند. BRSG ساده قابل استخراج (EE-BRSG) در تمام سطوح نیکل بطور معنی‌داری در گیاهان مایه‌زنی شده بیشتر از بدون مایه‌زنی بود. در تیمار Ni100، BRSG کل (T-BRSG) به‌میزان 8/15 درصد نسبت به سطح شاهد نیکل افزایش نشان داد. همچنین اثر مایه‌زنی میکوریزی بر غلظت فسفر، روی و مس بخش هوایی افزایشی و معنی‌دار بود. غلظت نیکل در بخش هوایی گیاهان مایه‌زنی شده در تیمارهای Ni100 و Ni250 به‌ترتیب به‌میزان 30 و 33 درصدکمتر از گیاهان بدون مایه‌زنی بود. فاکتور انتقال در گیاهان مایه‌زنی شده در همه سطوح به‌جز سطح Ni50 بطور معنی‌داری کمتر از گیاهان بدون مایه‌زنی بود. این مطالعه پتانسیل همزیستی میکوریزاآربوسکولار را در راستای فناوری تثبیت گیاهی نشان می‌دهد و بهره-برداری از این قارچ‌ها می‌تواند در تثبیت گیاهی نیکل در خاک‏هایی با آلودگی زیاد و در سطح وسیع موثر باشد.

مقاله پژوهشی پیدایش و طبقه بندی خاکها

کاربرد سامانه‌های طبقه‌بندی آمریکایی (۲۰۲۲) و جهانی (۲۰۲۲) در بیان ویژگی‌های خاک‌ مناطق کشت توتون شهرستان تالش استان گیلان

صفحه 179-194

https://doi.org/10.22055/agen.2023.44591.1679

مهیار مشتاقی، حسن رمضانپور، نفیسه یغمائیان مهابادی، محمود شعبانپور

چکیده طبقه‌بندی خاک، خاک‌ها را بر اساس ویژگی‌‌های متمایزشان به طبقات مختلف گروه‌بندی می‌کند. بنابراین نام و دسته‌های خاک، نمای کلی از چندین ویژگی خاک را ارائه می‌دهد. به‌منظور بررسی توانایی دو سامانه‌ی طبقه‌بندی جهانی و آمریکایی در توصیف ویژگی‌‌های خاک‌های زیرکشت توتون شهرستان تالش استان گیلان، این مطالعه با حفر، تشریح و نمونه‌برداری بیست خاکرخ در مناطق کشت توتون این شهرستان (جوکندان و کوهستان) انجام شد. منطقه‌ی مورد مطالعه دارای رژیم رطوبتی یودیک و حرارتی ترمیک بود. به‌کمک تجزیه‌های آزمایشگاهی و ویژگی‌‌های مورفولوژیکی خاک ها، خاکرخ‌ها براساس دو سامانه‌ی آمریکایی و جهانی طبقه‌بندی شدند. خاکرخ‌ها‌ی شاهد از بین آنها انتخاب و ویژگی‌‌های آنها در دوسامانه‌ی طبقه‌بندی با یکدیگر مقایسه شدند. نتایج نشان داد که خاکرخ‌های شاهد در رده‌های انتی‌سولز، اینسپتی سولز، مالی‌سولز و ورتی‌سولز سامانه‌ی آمریکایی و ریگوسولز، فلووی‌سولز، کمبی‌سولز، اومبری‌سولز، فائوزمز و ورتی‌سولز سامانه‌ی جهانی طبقه‌بندی شدند. سامانه‌ی جهانی نسبت به سامانه‌ی آمریکایی، با نتایج تجزیه‌های آزمایشگاهی کمتر، اطلاعات بیشتری را ارائه می‌دهد. همچنین در این مطالعه مشخص شد که سامانه‌ی جهانی توصیف‌کننده‌های بیشتری را برای انعکاس ویژگی‌‌های جزئی‌تر در نام‌گذاری خاک‌ها ارائه می‌دهد. از این رو، کارایی آن در مقایسه با سامانه‌ی آمریکایی به نسبت بالاتر است. بنابراین می‌توان اظهار نمود که سامانه‌ی جهانی در ارائه اطلاعات بهتر خاک به کشاورزان، به مدیریت پایدار خاک مزارع توتون کمک بیشتری خواهد کرد.

مقاله پژوهشی تغذیه گیاه، حاصلخیزی خاک و کودها

بهبود ازدیاد رویشی زامیفولیا (Zamioculcas zamiifolia) با استفاده از کاربرد کودهای زیستی میکوریزا آربوسکولار و بیوچار

صفحه 195-214

https://doi.org/10.22055/agen.2023.44719.1681

مینا تقی زاده، زینب عظیمی سنجانی، موسی سلگی

چکیده زامیفولیا (Zamioculcas zamiifolia) جزو گیاهان زینتی آپارتمانی ارزشمند است و تولید آن در مدت زمان کم‌تر و با کیفیت بهتر، از نظر تجاری دارای اهمیت می‌باشد. در این پژوهش به ‌بررسی تأثیر همزمان کاربرد کود زیستی آربوسکولار میکوریزا و بیوچار بر ازدیاد زامیفولیا پرداخته شد. تیمارها شامل بیوچار 5 درصد+ کود زیستی آربوسکولار میکوریزا 6 درصد، بیوچار 10 درصد+ کود زیستی آربوسکولار میکوریزا 6 درصد، بیوچار 5 درصد+ کود زیستی آربوسکولار میکوریزا 12 درصد، و بیوچار 5 درصد+ کود زیستی آربوسکولار میکوریزا 12درصد و شاهد جهت ازدیاد قلمه برگی زامیفولیا بود که به‌صورت طرح کاملا تصادفی اجرا شد. پس از 9 ماه، شاخص‌های تعداد پاجوش، طول و تعداد ریشه، قطر ریزوم، میزان کلروفیل، درصد کلنیزاسیون و سایر صفات اندازه‌گیری شد. کاربرد بیوچار 10 درصد به‌همراه کود زیستی میکوریزا آربوسکولار 6 درصد سبب افزایش حدود 3/3 برابر ارتفاع اندام هوایی نسبت به شاهد شد. بیشترین قطر ریزوم در بیوچار 10 درصد به‌همراه کود زیستی میکوریزا آربوسکولار 6 درصد مشاهده شد. بیشترین تعداد شاخه در تیمار بیوچار 10 درصد به‌همراه کود زیستی میکوریزا آربوسکولار 6 درصد حاصل شد که 8/1 بیشتر از شاهد بود. کلونیزاسیون در میکوریزا آربوسکولار 12 درصد، 6/1 برابر میکوریزا آربوسکولار 6 درصد بود. کلنیزاسیون ریشه با میزان کلروفیل برگ همبستگی مثبت معنی‌داری داشت. رابطه منفی معنی‌داری بین وزن خشک اندام هوایی با وزن خشک اندام زیرزمینی و محتوای آب نسبی مشاهده شد. نتایج این آزمایش نشان داد مصرف بیوچار و مایه تلقیح میکوریزا در بستر کشت سبب افزایش رشد گیاهچه‌های تکثیر شده زامیفولیا از طریق قلمه برگی شد.

مقاله پژوهشی تغذیه گیاه، حاصلخیزی خاک و کودها

تأثیر مدیریت‌های مختلف زراعی بر کاهش خسارت ریزگرد بر عملکرد گندم

صفحه 215-230

https://doi.org/10.22055/agen.2023.44728.1682

فاطمه مسکینی ویشکایی، علیرضا جعفرنژادی

چکیده نوع مدیریت مزارع گندم و زمان وقوع پدیده ریزگرد بر میزان خسارات ناشی از تنش ریزگرد بر محصول گندم تأثیرگذار است. این مطالعه به منظور بررسی اثرات ریزگرد و مطالعه روش‌های مدیریتی اعمال شده برای کاهش اثرات این تنش بر شاخص‌های عملکرد گندم در یک خاک آهکی و شور در استان خوزستان انجام شد. این مطالعه بهصورت بلوک‌های خرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با دو نوع مدیریت زراعی شامل شاهد (عرف زارع)، و مدیریت تغذیه (براساس آزمون خاک و تغذیه تکمیلی گیاه در مراحل مختلف فنولوژیک گیاه) و چهار تیمار بدون برگشوئی، برگشوئی بعد از وقوع پدیده ریزگرد در مرحله پنجه‌زنی، در مرحله سنبله‌رفتن و در دو مرحله پنجه‌زنی و سنبله‌رفتن در کرت‌هایی با سطح 20 متر مربع در سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که در مدیریت عرف زارع، با استفاده از شستشوی سطح گیاه در یک مرحله رشد پس از وقوع ریزگرد به‌طور متوسط موجب افزایش 30 درصد عملکرد دانه گندم شد در حالی‌که مدیریت عرف زارع و برگشویی در هر دو مرحله رشد گندم، موجب افزایش 43 درصد عملکرد دانه گندم شد. کاربرد تغذیه متعادل و برگشویی در هر دو مرحله رشد گندم پس از وقوع پدیده ریزگرد موجب 32، 59، 21 و 11 درصد افزایش در زیست‌توده، عملکرد دانه، شاخص برداشت و وزن هزاردانه گندم گردید. براساس نتایج این پژوهش می‌توان با استفاده از تغذیه متعادل براساس مراحل فنولوژیکی رشد گیاه و شستشوی برگ‌ها پس از وقوع پدیده ریزگرد، خسارت عملکرد گندم ناشی از ریزگرد را به طور قابل توجهی کاهش داد.