دوره و شماره: دوره 44، شماره 2، تابستان 1400 
مقاله پژوهشی

بررسی کلونیزاسیون میکوریزی ریشه و برداشت برخی عناصر میکرو توسط ریشه در گیاه ذرت تیمار شده با برخی ترکیبات آلی و مایه زنی میکروبی

صفحه 141-158

https://doi.org/10.22055/agen.2021.36868.1602

معصومه احمد زاده، ابراهیم صداقتی، روح الله صابری ریسه، اصغر رحیمی، نرگس حاتمی، علی اکبر محمدی میریک

چکیده با توجه به نقش مهم برخی محصولات مانند ذرت در تأمین نیاز غذایی، بررسی جنبه‌های مختلف تأثیر قارچ‌های میکوریز بر روی این محصولات حائز اهمیت است. در این پژوهش، به‌منظور بررسی کارایی برخی ترکیبات و ارگانیسم‌ها بر کلونیزاسیون قارچ‌های میکوریز آربوسکولار و محتوی برخی عناصر ذرت، آزمایشی در شرایط گلخانه به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار به مدت 3 ماه با فاکتور قارچ در سه سطح F. mosseae (FM)، (RI) R. intraradices، R. irregalaris (RIr)، و فاکتور تقویت‌کننده‌های آلی در هفت سطح (آزولا، باکتری P. fluorescens VUPf5، کمپلکس اسیدآمینه، اسید هیومیک، مخمر، بیولوگ سیدروفور باکتریایی و چای کمپوست) انجام شد. نتایج نشان داد که بالاترین درصد کلونیزاسیون میکوریزایی توسط گونه FM به ترتیب در تیمارهای باکتری، اسید هیومیک و جلبک مشاهده گردید. تیمارهای جلبک، اسید هیومیک و چای کمپوست در گونه RIو جلبک و چای کمپوست در گونه RIrبیشترین تأثیر را بر روی درصد کلونیزاسیون داشتند. بیشترین افزایش درصد کلونیزاسیون در سه گونه میکوریزایی براثر تیمار با جلبک، اسید هیومیک، چای کمپوست و باکتری بود. طبق نتایج، همه گونه‌های میکوریز به‌صورت معنی‌داری باعث افزایش محتوی فسفر شدند و میزان فسفر در اندام هوایی تحت تأثیر چای کمپوست افزایش یافت. تیمار کمپلکس اسیدآمینه با گونه R. irregaluris غلظت آهن را نسبت به شاهد 07/8 برابر افزایش داد. کمپلکس R. intraradices و اسیدآمینه باعث افزایش 87/ 2 برابری غلظت منگنز شد. همچنین، کاربرد هم‌زمان سیدروفور و RI، FM و RIr به ترتیب باعث افزایش 16/2، 05/2 و 81/1 برابری غلظت عنصر روی نسبت به گروه شاهد شد.

مقاله پژوهشی

تاثیر رس بنتونیت بر غلظت رسوب رواناب و برخی پارامترهای هیدرولیکی جریان در یک خاک لسی

صفحه 159-174

https://doi.org/10.22055/agen.2021.30253.1499

منصوره بامری، فرشاد کیانی، فرهاد خرمالی، حسین خیرآبادی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر شیب و بنتونیت بر غلظت رسوب و برخی پارامترهای هیدرولیکی جریان در خاک‌های لسی با استفاده از شبیه‌ساز باران صورت گرفت. آزمایش‌ها به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی از طریق ایجاد باران با شدت ثابت 80 میلی‌متر در ساعت بر روی یک خاک لسی با چهار سطح بنتونیت (صفر، 2، 5 و 10 درصد وزنی) و سه سطح شیب ( 10، 20 و 30 درصد) در سه تکرار انجام شد. نتایج آنالیز آماری نشان داد که دو عامل درصد رس و شیب بر غلظت رسوب و پارامترهای هیدرولیکی مورد مطالعه جریان (01/0> p ) اثر معنی‌داری داشت. با افزایش درصد رس بنتونیت و شیب، غلظت رسوب به‌ترتیب کاهش و افزایش معنی‌داری (05/0> p) را نشان داد. غلظت رسوب در تیمارهای 2، 5 و 10 درصد وزنی بنتونیت به طور میانگین به ترتیب 18، 19 و45 درصد نسبت به تیمار شاهد کاهش نشان داد. عمق جریان با افزایش شیب کاهش نشان داد و از 4-10×06/3 متر در شیب 10 درصد به 4-10×96/1 متر در شیب 30 درصد کاهش یافت. همچنین تاثیر تیمار رس بر تنش برشی، کاهشی و بر قدرت جریان واحد افزایشی و قدرت جریان کاهشی می باشد در حالی که با افزایش شیب پارامترهای مذکور افزایش نشان دادند. یافته‌های این پژوهش نشان داد که رس بنتونیت می‌تواند به عنوان یک اصلاح کننده موثر خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک در نظر گرفته شود منجر به عملکرد بهتر در حفاظت آب و خاک در اراضی لسی گردد.

مقاله پژوهشی

کاربرد خاک پوش باگاس نیشکر کمپوست شده برای کنترل تبخیر و شور شدن خاک

صفحه 175-187

https://doi.org/10.22055/agen.2021.35659.1593

امیر پرنیان، حسین بیرامی، کیانوش بهرهی

چکیده برای کنترل وضعیت و حفاظت خاک از شور شدن راهکارهای مدیریتی و حفاظتی گوناگونی پیشنهاد و اجرا شده است. استفاده از خاکپوش‌ها یکی از راه‌های کنترل شور شدن و هدررفت آب ناشی از تبخیر از سطح خاک است. در این پژوهش خاک‌پوش تولید شده از باگاس نیشکر کمپوست‌شده، در پایلوت شورورزی واقع در منطقه جفیر استان خوزستان جهت کنترل تبخیر سطحی و شور شدن خاک سطحی مورد استفاده و آزمون قرار گرفت. خاک‌پوش در ضخامتهای 5/0، 1، 2 سانتی متر و شاهد (0 سانتی‌متر) و سه تکرار، به صورت میکرولایسمتری بر خاک منطقه اعمال شد. نتایج حاصل نشان داد که مقدار آب از دست رفته و شوری تجمع یافته در سطح خاک به ترتیب در تیمارهای 0 > 0.5 > 1 > 2 سانتی متر خاکپوش کمپوست بود. اختلاف معنی‌داری در کاهش درصد رطوبت از دست رفته در تیمار شاهد و خاک 2 سانتی متر خاکپوش مشاهده شد. این اختلاف بسیار قابل توجه و در حدود 50 درصد برآرود شد. سرعت تبخیر در و به تبع آن سرعت شور شدن سطحی خاک با گذر زمان کند می‌شود اما این روند چنان سریع است که طی یک رخداد نمک قابل توجهی از عمق به سطح خاک منتقل می-گردد. به طور کلی می‌توان بیان داشت این خاک‌پوش اثر مناسبی در کنترل هدرفت آب و کاهش شور شدن خاک سطحی داشت و نتایج آن در سطح تمام مقیاس قابلیت بررسی دارد.

مقاله پژوهشی

ارزیابی تاثیر کاربری اراضی و ژئومورفولوژی بر روی توزیع مکانی فلزات سنگین و پذیرفتاری مغناطیسی (مطالعه موردی: استان کردستان)

صفحه 190-209

https://doi.org/10.22055/agen.2021.37731.1609

کامران عزیزی، شمس الله ایوبی، کمال نبی الهی

چکیده تاکنون مطالعات کمی در مورد بررسی رابطه بین پذیرفتاری مغناطیسی و غلظت فلزات سنگین در مناطقی که تحت تأثیر فعالیت‌های صنعتی نباشد، انجام شده است. این مطالعه بررسی کاربری اراضی و ژئومورفولوژی بر برخی از ویژگی‌ها خاک، غلظت فلزات سنگین و پذیرفتاری مغناطیسی در استان کردستان انجام شده است. 347 نمونه خاک از عمق 0 تا 30 سانتی‌متر بر اساس روش نمونه‌برداری طبقه‌بندی تصادفی گرفته شد و پذیرفتاری مغناطیسی، غلظت کل فلزات سنگین و خصوصیات شیمیایی و فیزیکی خاک اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که همبستگی معنی‌داری بین فلزات سنگین و پذیرفتاری مغناطیسی و همچنین بین کربن آلی خاک، کربنات کلسیم معادل، pH با پذیرفتاری مغناطیسی وجود دارد. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که پذیرفتاری مغناطیسی در کاربری‌های اراضی مختلف، دارای اختلاف معنی‌دار در سطح آماری 5٪ می‌باشند. علاوه براین از لحاظ ژئومورفولوژی، در فرکانس‌های بالا، پذیرفتاری مغناطیسی در سطح آماری 1٪ و در فرکانس‌های پایین، در سطح آماری 5٪ بین پیدمنت و کوه‌ها اختلاف معنی‌دار مشاهده شد، اما تفاوت معنی‌داری بین پیدمنت - آبرفت‌های رودخانه‌ای و کوه‌ها- آبرفت‌های رودخانه‌ای مشاهده نشد که می‌تواند به‌علت تغییر در ماده مادری و افزایش مقادیر مواد دیامغناطیس و همچنین کاهش در مقادیر فلزات سنگین در قسمت‌های مختلف منطقه مطالعاتی باشد. مقدار پذیرفتاری مغناطیسی از مناطق مرتفع‌تر (کوهستانی و مرتعی) به سمت مناطق پست‌تر (پیدمنت و کشاورزی) روند کاهشی داشت. نتایج تأثیر کاربری و ژئومورفولوژی را بر حضور یا عدم حضور مواد دیامغناطیس در منطقه تأیید کرد و توزیع مکانی غلظت فلزات سنگین و پذیرفتاری مغناطیسی برای منطقه مورد مطالعه انجام شد.

مقاله پژوهشی

ساخت کود کند رهای اوره بر پایه سلولز استخراجی از برخی ضایعات(کاغذ، خرما و پسته) و بررسی ویژگی‌های ساختاری، شیمیایی و سینتیکی آن‌ها

صفحه 209-226

https://doi.org/10.22055/agen.2021.37496.1606

نجمه سالاری بردسیری، مجید حجازی مهریزی، هرمزد نقوی، ربیع بهروز، مجید فکری

چکیده نیاز به تأمین غذای مورد نیاز جمعیت جهان و کارایی پایین کودهای شیمیایی سبب استفاده بیش از حد کودهای شیمیایی شده است. یکی از روش‌های مؤثر جهت غلبه بر کارایی پایین کودهای شیمیایی، توسعه کودهای کندرها می‌باشد و پلی‌مرهای زیستی مانند سلولز مناسب‌ترین ترکیبات جهت ساخت کودهای کندرها می‌باشند. در این پژوهش، سلولز از سه نوع ضایعات شامل شاخه‌های درخت پسته، خرما و همچنین از کاغذ استخراج گردید. برای شناسایی سلولز استخراج شده با سلولز خالص، از روش طیف‌سنجی مادون قرمز استفاده شد. پس از استخراج سلولز، کودهای کندرهای اوره به نسبت 2 به 1(سلولز به اوره) به صورت قرص تولید و ویژگی‌های آن‌ها با استفاده از میکروسکوپ SEM و FTIR شناسایی شد. جهت ارزیابی کودهای کندرها در آزاد کردن نیتروژن، سینتیک آزاد‌سازی نیتروژن در 90 روز در قالب طرح کاملاً تصادفی در 3 تکرار در گلخانه مرکز تحقیقات کشاورزی کرمان بررسی شد. بازده استخراج سلولز برای کاغذ 70 درصد، خوشه خرما 33 درصد و شاخه پسته 28 درصد بدست آمد. همچنین نتایج میکروسکوپ الکترونی نشان داد که کود اوره به صورت ذرات سفید کروی اطراف ذرات میله‌ای سلولز قرار گرفته اند. روند سینتیک آزاد‌سازی نیتروژن برای تمام تیمارها کمتر از کود اوره خالص بود و بین تیمارها تفاوت معنی‌داری مشاهده و سلولز شاخه پسته باعث رهش کندتر کود اوره شده است. معادله سینتیک تابع توانی به عنوان بهترین مدل برای برازش داده‌های سینتیکی انتخاب شد. ضایعات مورد مطالعه در این پژوهش قابلیت بالایی جهت تولید سلولز خالص برای کندرها کردن کود اوره دارا می‌باشند.

مقاله پژوهشی

مطالعه تغییر و تحول خاک در سیمای اراضی دارای تناوب رسوبات بادرفتی و آبرفتی منطقه داوران رفسنجان

صفحه 227-253

https://doi.org/10.22055/agen.2021.37840.1611

فرزانه بنده الهی، عیسی اسفندیارپور بروجنی، علیرضا کریمی، محمد هادی فرپور، زهره مصلح، مرتضی فتاحی

چکیده هدف از پژوهش حاضر، مطالعه خصوصیات فیزیکی و شیمیایی، کانی‌شناسی رس و میکرومورفولوژی خاک‌های موجود در ژئوفرم‌های گوناگون منطقه داوران رفسنجان بود. هفت ژئوفرم غالب شامل پدیمنت، حدواسط مخروط‌افکنه و پهنه رسی کشت‌شده، مخروط‌افکنه، سنگفرش بیابانی، حدواسط پدیمنت و پهنه شنی، زهکش فعال و حدواسط مخروط‌افکنه و پهنه رسی کشت‌نشده انتخاب شدند. پس از انتخاب یک خاک‌رخ شاهد در هر کدام از این ژئوفرم‌ها، از افق‌های ژنتیکی آن‌ها نمونه‌برداری شد. به‌علاوه، تعدادی نمونه‌ دست‌نخورده به‌منظور مطالعات میکرومورفولوژی از برخی افق‌ها تهیه شد. مطالعات کانی‌شناسی رس به روش پراش پرتو ایکس و مطالعات میکرومورفولوژی با استفاده از میکروسکوپ پولاریزان انجام گرفت. نتایج نشان داد که تجمع گچ و کربنات‌ها به‌عنوان فرایندهای غالب منطقه می‌باشند که شرایط تشکیل افق‌های ژیپسیک و کلسیک را فراهم آورده‌اند. این موضوع باعث قرارگیری خاک‌رخ‌های مزبور در زیررده‌های ژیپسیدز و کلسیدز بر مبنای سامانه رده‌بندی آمریکایی (2014) و گروه‌های مرجع ژیپسی‌سولز و کلسی‌سولز براساس سامانه طبقه‌بندی جهانی (2015) شده است. نتایج کانی‌شناسی رس نشان داد که کانی‌های غالب در منطقه شامل کلریت، ایلیت، کائولینیت و اسمکتیت می‌باشند که عمدتاً منشأ موروثی دارند. نتایج میکرومورفولوژی نشانگر حضور گچ به‌صورت کرمی‌شکل، عدسی‌شکل، صفحات در هم قفل‌شده و نیمه شکل‌دار بود. هم‌چنین، نادول‌های کلسیت و سنگ آهک در خاک‌ها مشاهده شدند. به‌طور کلی، ارزیابی روابط ژنتیکی موجود بین خاک‌ها و اشکال اراضی منطقه و نیز حضور توأمان رسوبات بادرفتی و آبرفتی در آن، حاکی از نقش عوامل خاک‌ساز اقلیم و ماده مادری در تغییر و تحول خاک‌های منطقه داوران بود.

مقاله پژوهشی

تاثیر کمپوست و بیوچار باگاس بر میزان جذب روی و برخی شاخص‌های رشدی گندم در شرایط گلخانه‌ای

صفحه 255-274

https://doi.org/10.22055/agen.2021.24809.1410

زهرا رضایی، مجتبی نوروزی مصیر، عبدالامیر معزی

چکیده موادآلی بر مبنای نسبت C/N و نوع ترکیبات می توانند تاثیرات متفاوتی بر زیست فراهمی، جذب و غلظت عناصر کم مصرف در خاک و گیاه داشته باشند. همچنین استفاده از کودهای آلی می تواند درافزایش عملکرد محصولات مختلف کشاورزی و رسیدن به کشاورزی پایدار موثر باشد.به‌منظور بررسی تاثیر کودهای آلی از جمله باگاس و کمپوست و بیوچار و کود شیمیایی سولفات روی بر عملکرد گندم و غلظت و جذب روی در گندم رقم چمران در یک خاک آهکی مطالعه‌ای در قالب بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز اجرا شد .pH، مواد آلی (OM) و روی قابل دسترس در خاک و عملکرد و اجزای عملکرد و نیز غلظت و جذب روی در اندام های گندم پس از اتمام آزمایش اندازه-گیری و از لحاظ آماری محاسبه شدند. کمپوست با افزایش ماده آلی خاک، موجب بهبود خصوصیات شیمیایی خاک گردید و غلظت عناصر غذایی خاک را افزایش داد. تیمار کمپوست به‌طور معنی داری pH را از 74/7 در شاهد به 53/7 کاهش داد.نتایج نشان داد که روی قابل جذب خاک از 5/0 میلی‌گرم در کیلوگرم در شاهد به 71/0 در کمپوست به‌طور معنی‌داری افزایش یافت. نتایج کشت نشان داد که تمامی تیمارها به استثنای تیمار باگاس عملکرد گندم را افزایش دادند