دوره و شماره: دوره 42، شماره 4، زمستان 1398 
مقاله پژوهشی

مقایسه مصرف خاکی، محلول‌پاشی و همراه با آب آبیاری اسید هیومیک بر برخی ویژگی های رشدی و فراهمی آهن و فسفر در گیاه کلزا

صفحه 1-14

https://doi.org/10.22055/agen.2019.29783.1494

طالب نظری، مجتبی بارانی مطلق، اسماعیل دردی پور، رضا قربانی نصرآبادی، سمیه سفیدگر شاهکلایی

چکیده در این پژوهش، تأثیر کاربرد خاکی، محلول­پاشی و مصرف همراه با آب آبیاری اسید هیومیک بر ویژگی­های رشد رویشی و فراهمی آهن و فسفر در گیاه کلزا (رقم هایولا 308) مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور، آزمایشی در قالب طرح کاملاً تصادفی با 10 تیمار در 4 تکرار به صورت گلدانی به اجرا درآمد که تیمارها شامل مصرف خاکی اسید هیومیک در سه سطح (1، 2 و 4 گرم بر کیلوگرم خاک)، محلول­پاشی در سه سطح (0/1، 0/2 و 0/4 درصد)، همراه با آب آبیاری در سه سطح (1000، 2000 و 4000 میلی‌گرم در لیتر) و تیمار شاهد (بدون اسید هیومیک) بود. نتایج نشان داد که اثر نحوه کاربرد و سطوح مختلف اسید هیومیک بر ویژگی­های رشد رویشی به‌جز تعداد برگ معنی­دار شد. بیشترین وزن‌ تر برگ و ساقه به ترتیب با میانگین 3/43  و 5/92 گرم در گیاه در تیمار 2000 میلی­گرم در لیتر مصرف همراه با آب آبیاری دیده شد. نتایجنشان داد که بیشترین غلظت آهن کل ساقه و دانه به‌ترتیب با میانگین 85 و 25/321 میلی­گرم بر کیلوگرم مربوط به تیمار 2000 میلی­گرم در لیتر مصرف همراه با آب آبیاری اسید هیومیک بود. همچنین تیمار 0/4 درصد محلول­پاشی اسید هیومیک بیشترین غلظت آهن کل در برگ با میانگین 245/46 میلی­گرم بر کیلوگرم مربوط را داشت. بیشترین غلظت فسفر در برگ، ساقه و دانه نیز به­ترتیب با میانگین 0/4، 0/72 و 0/897 درصد مربوط به تیمار 2000 میلی­گرم بر لیتر مصرف همراه با آب آبیاری اسید هیومیک بود. نتایج حاصل از یافته­ها نشان داد که هر سه روش استفاده از اسید هیومیک موجب افزایش ویژگی­های رشد رویشی و فراهمی آهن و فسفر در گیاه کلزا نسبت به شاهد شدند اما درمجموع تیمار 2000 میلی­گرم در لیتر مصرف همراه با آب آبیاری اسید هیومیک از دو روش مصرف خاکی و محلول­پاشی اسید هیومیک مؤثرتر بود. 

مقاله پژوهشی

ساخت و ارزیابی یک سامانه تقویت کننده نیروی پدال کلاچ تراکتور مسی فرگوسن285

صفحه 15-24

https://doi.org/10.22055/agen.2020.27650.1463

سجاد رستمی، بهرام حسین زاده، امید بهرامی

چکیده کلاچ تراکتورها به علت گشتاور بالای موتور در مقایسه با خودروهای سواری سفت­تر بوده و لذا فشار دادن پدال آن­ها به نیروی بیشتری از طرف راننده نیاز دارد. نیروی مورد نیاز جهت فشار دادن پدال کلاچ تراکتور مسی فرگوسن 285 حدود 33/6 کیلوگرم می­باشد. در این پژوهش به منظور کاهش نیروی مورد نیاز جهت فشار دادن پدال کلاچ این تراکتور یک سامانه تقویت­کننده نیروی پدال کلاچ ساخته شد. به این منظور یک بوستر ترمز به نحوی روی بدنه تراکتور و بین پدال کلاچ و اهرم دو شاخه کلاچ نصب گردیدکه هیچ­گونه تغییری در بدنه تراکتور ایجاد نشود. به منظور ارزیابی این سامانه، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار انجام شد که نیروی لازم جهت فشردن پدال کلاچ و میزان مکش ایجاد شده در لوله لاستیکی رابط و سرعت هوا در مجرای ورودی هواکش تراکتور مورد آزمایش قرار گرفتند. آزمایش­های انجام شده در 5 دور موتور (800، 1100، 1400، 1700 و 2000 دور بردقیقه) و با هشت مجرای متفاوت ورودی هواکش تراکتور (قطرهای مختلف 15، 20، 25، 30، 35، 40، 45 و 50 میلیمتر) یعنی در مجموع در 40 حالت مختلف و هر کدام از آنها در سه تکرار انجام شدند. نتایج به­دست آمده نشان داد که با استفاده از تقویت‌کننده نیروی پدال کلاچ، نیروی مورد نیاز جهت فشردن پدال با دقت 98 درصد تا حداکثر 16/1 کیلوگرم کاهش یافته است. 

مقاله پژوهشی

پیامد کاربرد گچ و آمیزه ی باکتری ها و قارچ ها بر برخی از شناسه‌های رسیدگی کمپوست نیشکر

صفحه 25-40

https://doi.org/10.22055/agen.2019.28671.1483

حسن سرخه، عبدالامیر معزی، نعیمه عنایتی ضمیر

چکیده سالانه مقادیر قابل­توجه­ پسماند­ها جانبی صنایع نیشکر پدید آمده که بدون بهره­گیری باقی می­مانند. هدف از این پژوهش کوتاه کردن زمان رسیدگی کمپوست و نسبت C/Nبرای کاربرد آن­ها در کشاورزی بود. این تحقیق در شرایط آزمایشگاهی با دو فاکتور کاربرد گچ (به مقدار 1، 5 و 10 درصد وزنی گچ) و فاکتور میکروبی (با چهار تیمار بدون تلقیح میکروبی، مایه­زنی با آمیزه باکتری، مایه­زنی با آمیزه قارچ همچنین مایه‌زنی هم‌زمان آمیزه قارچ و باکتری) به گونه آزمایش فاکتوریل در چهارچوب طرح پایهءکاملاً تصادفی و در سه تکرار انجام شد. یافته­های این پژوهش نشان داد که بیشترین مقدار هدر رفت  ماده­ آلی در مایه­زنی آمیزه قارچ و باکتری به همراه گچ 10 درصد (57/27 درصد) بود، و کمترین میزان آن در تیمار­های بدون تلقیح میکروبی در هر سه سطح گچ مشاهده گردید. همچنین این ترکیب  تیماری مایه کاهش 74/4 برابر C/N نسبت به تیمار بدون مایه­زنی میکروبی با 10 درصد گچ شد. کاهش نسبت­های C/N، H/O، H/C و افزایش نسبت O/C با تیمار یادشده نشان از رسیدگی کمپوست پیت نیشکر در زمان فرآیند سه‌ماهه بود. نتایج این پژوهش نشان داد که مایه­زنی هم‌زمان آمیزه قارچ و باکتری همراه با 10 درصد گچ منجر به تسریع تجزیه پیت نیشکر و کوتاه شدن زمان کمپوست شده است.

مقاله پژوهشی

بررسی توان کلنیزاسیون و تأثیر باکتری های حل کننده فسفات جداسازی شده از دیم زارها بر شاخص های رشد گندم در تنش های کم آبی و شوری

صفحه 41-53

https://doi.org/10.22055/agen.2020.31487.1516

ابراهیم شیرمحمدی، حسینعلی علیخانی، احمدعلی پوربابائی، حسن اعتصامی

چکیده استفاده از کشت درون شیشه­ای هیدروپونیک یکی از روش­های مفید و کاربردی برای انتخاب برترین جدایه­های باکتری­های محرک رشد گیاهان با توان بالای کلنیزاسیون در سطح ریشه می­باشد. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف انتخاب برترین جدایه­ها از بین 16 جدایه باکتری حل­کننده فسفات که طی مراحل قبلی این پژوهش از دیم­زارهای گندم استان­های قزوین و زنجان جداسازی شده بودند، طراحی و در مدت 45 روز در اتاقک رشد اجرا گردید. قالب طرح کاملاً تصادفی و شامل تلقیح بذور گندم با 16 جدایه باکتری و کشت بذور جوانه­دار در محلول غذایی هوگلند (با قابلیت هدایت الکتریکی 8 دسی­زیمنس بر متر و پتانسیل اسمزی 54/0- مگاپاسکال) حاوی تری کلسیم فسفات (منبع فسفر نا­محلول) بود. در تیمارهای شاهد نیز بذور جوانه­دار بدون تلقیح با باکتری در محلول غذایی هوگلند حاوی مونو پتاسیم فسفات (شاهد با منبع فسفر محلول) و تری کلسیم فسفات (شاهد با منبع فسفر نامحلول) با سه تکرار کشت شدند. نتایج نشان داد که جوانه­های گندم تلقیح شده با جدایه B18 خشک شدند. به استثنای جدایه­های B (14, 17, 32)؛ بقیه جدایه­ها جمعیت بالای CFU106×6 بر گرم وزن تر ریشه، داشتند. تمامی جدایه­های باکتری نسبت به شاهد با منبع فسفر نامحلول، فسفر قابل دسترس محلول غذایی را افزایش و pH آن را کاهش دادند. در کل جدایه­های B3، B4، B6، B5، B1 و B2 برترین جدایه­ها از نظر توان کلنیزاسیون، افزایش محتوی آب نسبی برگ و شاخص­های رشد گیاه گندم بودند؛ و برای آزمایش­­های تکمیلی در گلخانه­ و مزرعه با بسترهای خاکی (در راستای تولید کود زیستی مناسب دیم­زارهای گندم) استفاده از این جدایه­ها توصیه می­شوند.

مقاله پژوهشی

تأثیر توپوگرافی بر ویژگی های خاک، عملکرد و کیفیت چای در منطقه ی لاهیجان

صفحه 55-74

https://doi.org/10.22055/agen.2020.30606.1503

نفیسه یغمائیان مهابادی، ناهید نوبهار دیلمی، مستانه رحیمی مشکله، علی قاطمی چوکامی

چکیده توپوگرافی به عنوان یکی از فاکتورهای خاکسازی از طریق تأثیر بر توزیع آب در بخش­های مختلف زمین‌نما و همچنین اثر بر ویژگی­های‌ خاک می‌تواند از عوامل مهم و مؤثر بر عملکرد و کیفیت محصول باشد. این مطالعه به منظور بررسی اثر توپوگرافی بر ویژگی­های خاک، عملکرد و کیفیت چای در منطقه لاهیجان استان گیلان انجام شد. به این منظور از یک ترانسکت در شیب شمالی و یک ترانسکت در شیب جنوبی باغات چای منطقه، چهار موقعیت شیب انتخاب شد. در هر موقعیت شیب یک پروفیل حفر شد و در سه پلات اطراف آن نمونه‌برداری خاک از مرکز هر پلات (عمق صفر تا ۳۰ سانتی‌متر) و نمونه‌برداری برگ سبز چای در هر پلات انجام گرفت. ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی خاک، عملکرد و کیفیت چای بر اساس روش‌های استاندارد تعیین شدند. نتایج نشان داد که بیشترین درصد ماده­آلی، ازت و فسفر خاک مربوط به موقعیت پنجه شیب می­باشد و مقدار رطوبت اشباع جهت شمالی به طور معنی­داری بیشتر از جهت جنوبی است. همچنین بیشترین مقدار عملکرد و ویژگی­های کیفی چای شامل درصد تئافلاوین، تئاروبیجین، رنگ و شفافیت چای مربوط به موقعیت پنجه شیب دامنه شمالی می‌باشد. نتایج همبستگی نشان داد که ازت و ماده‌ آلی خاک دو پارامتر مهم و مؤثر بر عملکرد و کیفیت چای می‌باشند. بر طبق نتایج ارزیابی کیفی تناسب اراضی منطقه مطالعاتی، مهمترین عوامل محدود کننده شامل شرایط اقلیمی به ویژه حداقل درجه حرارت سردترین ماه و توپوگرافی (شیب) برای کشت چای در منطقه می‌باشدکه در موقعیت شانه شیب و شیب پشتی، پایین‌ترین کلاس تناسب (N) را موجب شده است. 

مقاله پژوهشی

نقشه برداری رقومی شاخص تناسب اراضی گندم دیم (مطالعه موردی: قروه، استان کردستان)

صفحه 75-87

https://doi.org/10.22055/agen.2020.30668.1504

لیلا رسولی، کمال نبی الهی، روح الله تقی زاده مهرجردی

چکیده ارزیابی تناسب اراضی برای افزایش تولید و برنامه­ریزی یک سیستم کشاورزی پایدار ضروری است. گندم یکی از مهمترین محصولات استراتژیک می­باشد که نقشه تناسب اراضی می­تواند مناسب­ترین واحد اراضی را برای کشت آن مشخص کند. هدف از این پژوهش نقشه­برداری رقومی شاخص تناسب اراضی برای گندم دیم می­باشد. بدین منظور در منطقه­ای به وسعت 6500 هکتار در استان کردستان ابتدا نقشه اجزاء واحد اراضی به روش فیزیوگرافی ماهلر تهیه و سپس بر اساس آن 17 پروفیل شاهد در هر اجزاء واحد اراضی حفر و تشریح شدند. همچنین 105 نمونه اوگر در سه عمق (0-20، 20-50 و 50-100 سانتی­متری) برداشت شد. در کلیه نمونه­ها ی خاک خصوصیات بافت، اسیدیته، کربن آلی، آهک، گچ، ESP، ٍهدایت الکتریکی و سنگریزه اندازه­گیری شد. با استفاده از خصوصیات اقلیم، خاک و توپوگرافی شاخص تناسب اراضی گندم دیم محاسبه گردید. نهایتاٌ نقشه تناسب اراضی رقومی با استفاده از مدل شبکه عصبی مصنوعی و داده­های کمکی تهیه گردید. نتایج نشان داد که منطقه دارای حدود 61/36 درصد کلاس N2، 32/40 درصد کلاس N1 و 53/22 درصد کلاس S3 می­باشد. محدودیت­های اصلی منطقه برای کشت گندم عمدتاً، توپوگرافی، خاک کم عمق، سنگریزه و pH می­باشد. نتایج اعتبارسنجی مدل بر اساس شاخص­های آماری میانگین ریشه مربعات خطا، میانگین خطا و ضریب تبیین (به ترتیب 75/6، 31/4 و 68/0) نشان دهنده دقت مناسب مدل می­باشد.

مقاله پژوهشی

تعیین توزیع مکانی کربن آلی خاک و عوامل مؤثر بر آن با استفاده از مدل جنگل تصادفی در حوضه آبخیز راونگ میناب

صفحه 89-104

https://doi.org/10.22055/agen.2020.29872.1496

فهیمه ترکمانی، حسین پیری صحراگرد، محمدرضا پهلوان راد، محمد نهتانی

چکیده ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻣﮑﺎﻧﯽ کربن­آلی خاک ﺟﻬﺖ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﯾﺰی ﺻﺤﯿﺢ ﻋﻤﻠﯿﺎت ﮐﺸﺎورزی و منابع طبیعی ضروری است. پژوهش حاضر با هدف تهیه نقشه توزیع مکانی کربن­آلی خاک و تعیین مهمترین متغیرهای مؤثر بر پیش­بینی آن­ در حوضه­آبخیز راونگ شهرستان میناب با استفاده از مدل جنگل تصادفی انجام شد. برای این منظور، ابتدا متغیرهای محیطی از مدل رقومی ارتفاع و تصاویر ماهواره­ای لندست 8 استخراج شد. نقشه­های کاربری اراضی، ویژگی­های خاک و pH نیز به­عنوان متغیر کمکی استفاده شد. برای تعیین محل نقاط نمونه­برداری از تکنیک ابر مکعب مربع لاتین مشروط استفاده شد. نمونه­برداری از عمق 30-0 سانتی­متری لایه سطحی خاک در 100نقطه انجام و مقدار کربن آلی خاک اندازه­گیری شد. بر اساس نتایج، متغیرهای مستخرج از مدل رقومی ارتفاع مانند ارتفاع، سطح پایه شبکه کانال و شیب و ویژگی­های خاک مانند لای و ماسه خاک بیشترین تأثیر را در مدل­سازی توزیع مکانی کربن­آلی خاک در حوضه آبخیر راونگ دارند. علاوه بر این، در بیشتر سطح منطقه مورد مطالعه مقدار کربن آلی خاک کمتر از 5/0 درصد است (میانگین 38/0). در مجموع نتایج بیانگر آن است که توزیع مکانی کربن آلی خاک از تغییرپذیری مکانی زیادی  برخوردار است. بنابراین، برنامه­ریزی جامع منابع آب و خاک منطقه جهت جلوگیری از تخریب و فرسایش بیشتر خاک در منطقه راونگ ضروری است. 

مقاله پژوهشی

بررسی تاثیر دما و کودگاوی بر تولید بیوگاز از باگاس نیشکر

صفحه 107-117

https://doi.org/10.22055/agen.2020.29932.1497

محمد جعفر ملک زاده، مصطفی کیانی ده کیانی، مجید سجادیه

چکیده به دلیل مشکلات زیست­محیطی و افزایش تقاضا برای انرژی، استفاده از انرژی­های پاک و تجدیدپذیر مانند بیوگاز به یک ضرورت تبدیل شده است. در این پژوهش، تاثیر درصد کود گاوی در ترکیب با باگاس نیشکر و دمای محیط درون بیوراکتور­ها بر حجم بیوگاز تولیدی مورد مطالعه قرار گرفت. آزمایش­ها در دو دمای 35 درجه سلسیوس (T1) و 45 درجه سلسیوس (T2) و در چهار ترکیب با نسبت درصد وزنی مختلف از کود به باگاس B5،  B10، B15 و B20 و در سه تکرار در قالب طرح فاکتوریل بر پایه کاملاً تصادفی انجام شد. حجم گاز تولید شده بر حسب ارتفاع ستون آب (برحسب سانتی­متر) اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که در سطح یک درصد اثر دما و نسبت کود به باگاس بر مقدار بیوگاز تولید شده اختلاف معنی­داری داشت. همچنین با افزایش دما از T1 به T2 میزان بیوگاز تولید شده در ترکیبات B5، B10، B15 و  B20 به ترتیب 82/36، 50/22، 80/15 و 80/8 درصد  افزایش یافت. با افرایش درصد کود گاوی از  B5به B20 در دمای T1  و  T2 میزان بیوگاز تولیدی به ترتیب 27/68 و 81/31 درصد افزایش یافت، بطوری که بیشترین میزان بیوگاز تولیدی تجمعی برحسب ماده آلی فرارm3.kg.VS-1 33/0 در تیمار B20T2 بدست آمد.